اين دو دژ را نيز به گرو گرفتند تا دژهائى را كه قرار بود پس بدهند ، واگذار كنند و پس از واگذارى آن دژها ، قلعهء عقر و قلعهء شوش به عماد الدين برگردد و خود او نيز آزاد شود .
همه سوگند ياد كردند كه بدين قرار عمل كنند .
ملك اشرف ، پس از گرفتن آن دو قلعه از عماد الدين زنگى ، به سنجار برگشت .
رفتن او از موصل در تاريخ دوم ماه رمضان سال 617 بود .
پس از رفتن او كسانى را به دژهائى كه گرفته شده بود فرستادند تا آنها را به نمايندگان بدر الدين لؤلؤ تسليم كنند .
ولى جز قلعهء جل صورا ، از توابع هكاريه ، هيچ دژ ديگرى را واگذار نكردند .
افراد پادگان باقى دژها از تسليم آنها خوددارى نمودند .
مدت تسليم نيز گذشت و جز همان جل صورا دژ ديگرى پس گرفته نشد .
از سوى ديگر عماد الدين زنگى ، خود را به شهاب الدين غازى بن ملك عادل نزديك كرد و به خدمت او پرداخت و از او خواست كه دل برادرش ، ملك اشرف ، را به وى مهربان گرداند .
در نتيجهء ميانجيگرى شهاب الدين غازى ، ملك اشرف به عماد الدين زنگى متمايل شد و آزادش كرد و نمايندگان خويش را از قلعهء عقر و قلعهء شوش فرا خواند و اين دو قلعه را به عماد الدين تسليم كرد .
بعد به بدر الدين لؤلؤ خبر رسيد كه ملك اشرف ميل دارد قلعهء تل يعفر را بگيرد چون اين دژ هميشه ، از دير باز تا آن روز به
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٦