مىبرد .
لذا از بيسان دور شد و به سوى دمشق رفت تا نزديك دمشق به سر برد و كسانى را به شهرها بفرستد و لشكريانى را گرد آورد .
همين كه به مرج الصفر رسيد ، در آن جا اردو زد .
مردم بيسان و توابع آن ، همين كه ملك عادل را نزد خود ديدند ، اطمينان خاطر يافتند و از شهرهاى خود دور نشدند چون گمان مىبردند كه فرنگيان به پيكار با ملك عادل اقدام نخواهند كرد .
ولى همين كه فرنگيان به اين جنگ اقدام كردند ، ملك عادل ناگهان بيسان را ترك گفت .
بدين گونه مردم بيسان غافلگير شدند و جز اندكى از آنان ، نتوانستند جان بدر برند .
آنچه ذخائر در بيسان گرد آمده بود ، و بسيار هم بود ، همه را فرنگيان گرفتند و اشياء و اموال فراوانى را به غنيمت بردند .
از بيسان تا بانياس همه جا را غارت كردند و دستههائى از لشكر خود را به قريهها فرستادند كه به خسفين و نوى و اطراف آن شهرها رسيدند و با مردم بانياس نيز به جنگ پرداختند .
در برابر اين شهر سه روز ماندند .
از آن جا به مرج عكا برگشتند در حالى كه از غنائم و زنان و كودكانى كه به بردگى گرفته بودند و مردانى كه اسير كرده بودند ، به اندازهاى با خود داشتند كه از بسيارى به شمار در نمىآمد . اينها بجز آن مقدارى بود كه كشته و سوزانده و نابود كرده بودند .
در مرج عكا چند روزى ماندند و در اين مدت استراحت كردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٨