تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
ميدان رزم روى برتافتند . اتابك سعد به بند اسارت افتاد . او را پيش خوارزمشاه حاضر كردند . خوارزمشاه او را گرامى داشت و به دلجوئى وى پرداخت و وعده داد كه با وى مهربان باشد . او را همراه خود تا اصفهان برد و از آن جا او را به سرزمين فارس فرستاد كه تا اصفهان فاصلهء زياد نداشت . لشكرى را نيز به فرماندهى سردارى بزرگ همراه او كرد تا آنچه را كه قرار بود به خوارزمشاه تسليم كند ، از او تحويل بگيرند . چون ميان سلطان محمد خوارزمشاه و اتابك سعد قرار بر اين شده بود كه برخى از شهرهاى فارس متعلق به خوارزمشاه و برخى ديگر از آن اتابك سعد باشد . همچنين در سراسر فارس نيز به نام خوارزمشاه خطبه خوانده شود . اتابك سعد يكى از پسران خويش را در فارس جانشين خود ساخته بود . اين پسر همين كه شنيد پدرش به بند اسارت افتاده ، خطبهء فرمانروائى به نام خود خواند و خطبه‌اى را كه به نام پدرش خوانده مىشد ، قطع كرد . وقتى كه اتابك سعد با لشكر خوارزمشاه به فارس رسيد ، پسر از تسليم شهرها به پدر خويش ، خوددارى كرد و لشكريان خود را گرد آورد و براى پيكار با پدر خود شتافت . اما همين كه دو لشكر با يك ديگر روبرو شدند ، سپاهيان فارس به ولىنعمت خود ، اتابك سعد پيوستند و پسرش را با ياران ويژه‌اش