فضائل بىفرزند مىماند .
داراى مهابتى است و از شكوه و نيروى او شير مىترسد و لشكرها در برابرش ناچار به خوارى مىافتند .
هنگامى كه دندان قلم او از سياهى مركب بر سپيدى كاغذ لبخند مىزند ، سياهى و سپيدى شرمسار مىگردند .
تو مانند بدرى و ابن هلال خوشنويس مانند پدرش كه از وى برتر نبود نمىتواند به اين كه پيش از تو بوده فخر كند .
اگر چه او اول بود ولى تو از لحاظ فضيلت و برترى ، بر او تقدم دارى . از اين رو بر وى پيشى گرفتى . )
اين قصيده دراز است و ابن هلال خوشنويس همان ابن بواب است كه بلند آوازهتر از آن است كه نيازى به معرفى داشته باشد .
در اين سال جلال الدين حسن ، از فرزندان حسن صباح ، كه قبلا ذكرش گذشت ، از جهان رفت .
او پيشواى اسماعيليان و فرمانرواى الموت و كردكوه بود .
پيش از اين گفتيم كه او شريعت اسلام را بر پاى داشت و اذان و نماز را معمول ساخت .
پس از او پسرش ، علاء الدين ، به جايش نشست .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٠