تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
مغولان پس از اين پيروزى ، در شهرهاى آنان به هر چه رسيدند تاراج كردند و ويران ساختند و همان تبهكارىهائى را مرتكب شدند كه عادتشان بود . كسانى كه از دست مغولان گريخته بودند به تفليس رفتند كه فرمانرواى ايشان نيز در آن جا بود . در تفليس لشكر ديگرى فراهم آوردند و به جنگ مغولان فرستادند تا نگذارند آنها به مركز سرزمين ايشان راه يابند . اين لشكريان همين كه ديدند مغولان داخل شهرها شده و كوه‌ها و گردنه‌ها هم نتوانسته‌اند مانعشان شوند و از پيشرفتشان جلوگيرى كنند ، به تفليس برگشتند و شهر را تخليه كردند . مغولان بدانجا رسيدند و از قتل و غارت و ويرانگرى ، هر كار كه دلشان خواست كردند . پس از آن چون ديدند شهرهاى آن نواحى گردنه‌ها و در بندهاى بسيار دارد ، جرئت دخول در آنها را نيافتند و بازگشتند . از مغولان در دلهاى گرجيان بيم و هراس بسيار راه يافته بود . حتى از يكى از بزرگان گرجى كه به رسالت نزد مغولان رفته بود شنيدم كه گفت : « هر كس با شما بگويد كه مغولان مىگريزند يا به اسارت در مىآيند باور نكنيد . ولى اگر بگويند كه آدم مىكشند يا كشته مىشوند باور كنيد . اين مردم هرگز نمىگريزند . ما يكى از آنها را اسير كرديم و او خود را از روى اسب به زمين افكند و آنقدر سر خود را به سنگ زد تا مرد و خود را تسليم اسارت نكرد . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 184 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت