در راه به هر شهر و قريهاى كه رسيدند ، غارت كردند و ويران ساختند و از مردم آن نواحى به هر كس كه دست يافتند او را كشتند .
همين كه به بيلقان رسيدند ، آن شهر را محاصره كردند .
مردم شهر از آنان درخواست كردند كه رسولى را بفرستند تا با او قرار صلح بگذارند .
مغولان نيز كسى را فرستادند كه از بزرگان و پيشوايانشان به شمار مىرفت .
اهل شهر او را كشتند .
مغولان هم به سوى شهر پيشروى كردند و با اهل شهر جنگيدند تا آن جا را به زور سرسختى و پافشارى در ماه رمضان سال 618 گرفتند .
پس از تصرف شهر به روى مردم شمشير كشيدند و هيچ كس ، نه بزرگ و نه كوچك را زنده گذاشتند ، نه زنان را .
حتى شكم زنان آبستن را مىشكافتند و جنينها را مىكشتند .
با زنان نخست نزديكى مىكردند ، بعد خونشان را مىريختند .
يكى از مغولان وارد محلهاى شد كه در آن گروهى به سر مىبردند .
آنان را يكايك تا آخرين نفر كشت و هيچ كس دست به روى او دراز نكرد .
پس از فراغت از اين كار در اطراف به جست و جو پرداختند و هر چه يافتند به يغما بردند و به هر جا كه رسيدند ويران كردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨١