اضداد ايمان منع كند تا از ايشان جز ايمان در وجود نيايد . ابو على گفت : الَّا اگر خداى خواهد كه ايشان را به قهر و الجابر ايمان دارد به آن كه علم ضرورى در ايشان آفريند ، و معنى متقارب است و اگر چه وجه مختلف است . و فايده استثناء آن است كه چون خداى تعالى ايمان از ايشان نفى كرد نفى ( 1 ) بليغ با وجود اين همه آيات با هره دانست كه بهرى مردمان ضعيف بصيرت بى علم را گمان آيد ( 2 ) كه ايشان در اين اصرار به عجز خداى مىكنند گفت : * ( إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه ) * ، دگر ( 3 ) اگر خداى خواهد كه ايشان را جبر كند ( 4 ) بر ايمان تا كس ( 5 ) آن گمان نبرد ( 6 ) و لا بدّ است اين مشيّت را حمل كردن بر مشيّت ( 7 ) جبر و اكراه و الَّا خداى تعالى مريد است ايمان ايشان را بر وجه اختيار براى ادلَّهاى كه گفتيم و اين آيت دليل مىكند بر آن كه خداى مريد است به ارادهء محدث براى آن كه استثناء دليل اين مىكند ، نبينى كه چون كسى گويد : لا افعل ذلك الا ان تفعل ( 8 ) ، من اين كار نكنم تا تو نكنى به هر حال آنچه موقوف باشد بر محدث قديم نتواند بودن ، پس ايمان ايشان نيست و در وجود موقوف است بر ارادت خداى اگر در وجود آيد به ارادهء او باشد چگونه توان گفتن كه ارادهء قديم باشد و ايمان ايشان محدث ، نبينى كه محال بودى اگر گفتى ايشان ايمان نيارند الَّا آنگه كه خداى عالم باشد يا قادر براى آن كه اين دو صفت خداى را ( 9 ) متجدّد ( 10 ) نيست . پس آيت دليل بطلان مذهب هر دو قوم مىكند آن كه مريدى ذاتى گويد يا به ارادهء قديم چنان كه بيان كرديم ، * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ) * ، و لكن بيشتر ايشان جاهلاند يعنى جاهلاند به آن
هامش
( 1 ) . مج ، وز : يعنى .
( 2 ) . اساس ، آن : كه آن آيد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . مج ، وز ، مل : مگر .
( 4 ) . مج ، وز ، آف : خبر كند .
( 5 ) . آج ، لب : هر كس .
( 6 ) . آف : برد .
( 7 ) . مل به .
( 8 ) . مج ، وز : يفعل .
( 9 ) . مل جلّ و عزّ .
( 10 ) . اساس ، بم ، آف : متحد ، با توجّه به مج تصحيح شد .