نماز را بانگ نماز كند ( 1 ) از سر ايمان و احتساب ، خداى تعالى گناهان مقدّم و مؤخّرش ( 2 ) بيامرزد . و هر كه او مردمان را به پنج نماز امامى كند خدا بر او رحمت فرستد . يزيد الرّقاشىّ ( 3 ) روايت كند از انس مالك كه او گفت : چون بانگ نماز كنند درهاى آسمان بگشايند ( 4 ) و دعا ( 5 ) اجابت كنند ، و چون وقت اقامت ( 6 ) باشد هيچ دعا را رد نكنند .
عبد اللَّه عمر گفت از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : مؤذّنى كه براى خداى بانگ نماز كند ، ثواب او ثواب شهيدى باشد كه او را در خون ( 7 ) بگردانند ما دام تا ( 8 ) در بانگ نماز باشد ، و هر ترى و خشكى كه آواز او شنود ( 9 ) براى او گواهى دهد . چون بميرد او را در گور هوام زمين نرنجانند ( 10 ) . و رسول - عليه السّلام - گفت :
المؤذّنون اطول ( 11 ) النّاس اعناقا يوم القيمة
، گفت : مؤذّنان دراز گردنترين مردمان باشند روز قيامت . و در خبر است كه رسول - عليه السّلام - گفت : روز قيامت ندا كنند :
أين أضياف اللَّه
، كجااند مهمانان خدا ؟ روزهداران را بيارند گويند :
اين رعاة الشّمس و القمر
، كجااند آنان كه آفتاب و ماه را مراعات كردندى مؤذّنان را بيارند و ايشان را برنجيبانى نشانند از نور و تاج كرامت بر سر ( 12 ) نهند و به بهشت برند .
و حسن بصرى روايت كرد از ابو الوقّاص ( 13 ) كه او گفت : سهام مؤذّنان بنزديك خداى تعالى سهم مهاجران باشد آن نصيب كه اينان را بود از ( 14 ) ثواب هم آن نصيب باشد ايشان را .
و عبد اللَّه مسعود گفت : اگر من مؤذّن بودمى مبالات نكردمى به آنچه حجّ و عمره و جهاد نكردمى ، يعنى ثواب بانگ نماز مرا كفايت بودى از حجّ و عمره و جهاد .
هامش
( 1 ) . لت : بانگ گويد .
( 2 ) . مج ، مت : مؤخر او .
( 3 ) . لب : يزيد الفارسى .
( 4 ) . مج ، وز ، لت : برگشايند ، مت : به روى گشايند .
( 5 ) . مج ، مت ، وز ، مر : دعاها .
( 6 ) . اساس : اقامه ، با توجّه به مج تصحيح شد ، لب : انابت .
( 7 ) . لت خود .
( 8 ) . آج ، لب : كه .
( 9 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : بشنود .
( 10 ) . وز : نرنجاند .
( 11 ) . اساس : اطوال ، با توجه به مج ، مت تصحيح شد .
( 12 ) . آج ، لب ، لت ايشان .
( 13 ) . لب : ابو القاص .
( 14 ) . آج ، لب : در .