و عمر خطَّاب ( 1 ) اگر من بانگ نماز كن بودمى كار من تمام بودى و مبالات نكردى ( 2 ) اگر مرا در قيام شب و صيام روز ، تقصير افتادى . عمر خطَّاب ( 3 ) روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه مىگفت :
اللَّهم اغفر للمؤذّنين ، اللَّهمّ اغفر للمؤذّنين ( 4 )
، بار خدايا مؤذّنان را بيامرز ، سه بار بگفت ( 5 ) ، گفتم : يا رسول اللَّه ! ما بر بانگ نماز شمشير مىزنيم ، ما را اين دعا نمىكنى كه مؤذّنان را مىكنى ؟ رسول - عليه السّلام - گفت :
كلَّا يا عمر ( 6 ) ،
بدان كه بر مردمان روزگارى آيد كه بانگ نماز با ضعيفان گزارند ( 7 ) و گوشتهايى باشد حرام بر آتش دوزخ و آن گوشتهاى مؤذّنان بود و ندا به نماز كنايت است در آيت از بانگ نماز و مؤذّن را منادى نماز گويند ، چنان كه شاعر گويد :
و أبرزتها من بطن مكّة بعد ما
اصاب ( 8 ) المنادي بالصّلاة فاعتما
و قراءتى و اختلافى كه در لفظ هزوء كردند گفته شده است پيش از اين . قوله :
* ( ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ ) * ، اين براى آن مىكنند كه عقل ندارند يعنى استعمال عقل نمىكنند مراد نه آن است كه عقل ندارند ( 9 ) چه اگر چنين بودى اين عذر ايشان را بودى .
* ( يا أَهْلَ الْكِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا ) * ، - الاية . عبد اللَّه عبّاس گفت : سبب نزول ( 10 ) آيت آن بود كه جماعتى ( 11 ) جهودان بنزديك رسول - عليه السّلام - آمد ( 12 ) چون ياسر بن أخطب و رافع بن ابى رافع و عازار و زيد و خالد و ازار و اسبع ( 13 ) و گفتند : اى محمّد بگو تا تو به كه ايمان دارى ؟ از پيغامبران رسول - عليه السّلام - [ 11 - پ ] گفت : من به خدا ايمان دارم و بر آنچه [ بر ] ( 14 ) ابراهيم ( 15 ) فرود آمد و به اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيغامبران را بر شمرد ( 16 ) تا به عيسى رسيد ، ايشان گفتند : ما عيسى را نشناسيم و عيسى پيغامبر نبود ،
هامش
( 1 ) . اساس رضى اللَّه عنه ، آج ، لب : عبد الله عمر .
( 2 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، آف ، لت ، مر : نكردمى .
( 3 ) . اساس رضى اللَّه عنه ، آج ، لب : جابر بن عبد اللَّه .
( 4 ) . مر اللَّهم اغفر للمؤذّنين .
( 5 ) . مج ، مت ، مر ، لت ، مر : من .
( 6 ) . آج ، لب : جابر .
( 7 ) . مج ، مت ، لت : بگذارند ، مر : اندازند .
( 8 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : اصات .
( 9 ) . اساس ، آج ، لب : ندارد ، با توجه به مج تصحيح شد .
( 10 ) . مج ، مت ، وز اين .
( 11 ) . آج ، لب : جماعت .
( 12 ) . همه نسخه بدلها : آمدند .
( 13 ) . مج ، مت ، وز : اوشيع ، مر : اشبع .
( 14 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج افزوده شد .
( 15 ) . اساس : براهيم .
( 16 ) . مج ، مت : برابر مىشمرد .