برخاستندى ( 1 ) ايشان گفتند : قد قاموا لا قاموا و صلَّوا لا صلَّوا و ركعوا لا ركعوا و سجدوا لا سجدوا ، برخاستندى ( 2 ) كه بر مخيزاند ( 3 ) و نماز كردندى مكناند ( 4 ) ، و ركوع كردند كه مكناند ( 5 ) و سجود كردند ( 6 ) كه مكناند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و اطَّلاع داد رسول ( 7 ) را و مسلمانان را بر سرّ ايشان .
سدّي گفت : مردى بود ترسا در مدينه چون بانگ نماز شنيدى و مؤذن گفتى :
اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه ، دندان به يكديگر ( 8 ) بسودى [ 10 - پ ] و گفتى : هذا الكاذب ، اين دروغزن . اللَّهمّ حرّقه ، بار خدايا بسوزان او را ، يعنى رسول را ( 9 ) شبى اتّفاق افتاد كه خدمتكارى كه ايشان را بود ، پارهء آتش در خانه مىبرد شررى از آن آتش بجست و در او ( 10 ) افتاد و آن ترسا بسوخت و اهل او و خانه و هر چه در آن جا بود ( 11 ) ، خداى تعالى دعاى او برآورد كرد ( 12 ) .
بعضى ديگر ( 13 ) مفسّران گفتند : جماعتى ( 14 ) كافران چون بانگ نماز شنودندى ( 15 ) ، حسد كردندى بر ايشان و گفتند ( 16 ) : اى [ محمد ] ( 17 ) اين ( 18 ) بدعت است كه تو نهادهاى و پيش تو پيغامبران ( 19 ) ديگر را نبود ، اگر درين خبرى ( 20 ) بودى پيغامبران ديگر به اين سابق بودندى تو از ( 21 ) كجا آوردى اين آواز منكر ، فما اقبحه من صوت و أسمجه ، چه زشت آوازى است ، خداى تعالى از گفت ايشان اين آيت بفرستاد ( 22 ) و رد كرد بر ايشان اين
هامش
( 1 ) . اساس ، آج ، لب ، مر : برخواستندى ، با توجه به مج تصحيح شد .
( 2 ) . آج ، لب ، مر : برخواستندى .
( 3 ) . آج ، لب : برمخيزند ، مر : برنخيزاند .
( 5 - 4 ) . آج ، لب ، مكناد .
( 6 ) . مر : سجده كردند .
( 7 ) . آج ، لب عليه السلام .
( 8 ) . آج ، لب : يكديگر .
( 9 ) . آج ، لب يك .
( 10 ) . مر : در آن .
( 11 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر بسوخت .
( 12 ) . مج ، مت ، وز ، مر : بر او گردانيد ، لت : برآورد گردانيد ، آف ، آن : برورد كرد ، آج ، لب : برآورده كرده .
( 13 ) . آج ، لب ، لت ، مر : دگر .
( 14 ) . آج ، لب : جماعت .
( 15 ) . مج ، مت ، وز ، آف ، لت ، مر : شنيدندى .
( 16 ) . آج ، لب ، آف : گفتندى .
( 17 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج افزوده شد .
( 18 ) . آف دعا .
( 19 ) . آج ، لب : هيچ پيغمبر .
( 20 ) . آج ، لب : چيزى .
( 21 ) . مج ، مت ، وز ، لت : را .
( 22 ) . مج ، مت ، آن : فرستاد .