گفتند جهودان دست خدا بند بر نهاده است بند نهادند دستهاشان را و لعنت كناد ( 1 ) به آنچه گفتند بلكه يداه ( 2 ) گشاده سر است نفقه مىكند چنان كه مىخواهد بيفزايد بسيارى از ايشان را آنچه انزله كردند ( 3 ) به تو از خدايت نافرمانى و كفر و انگيزيم ( 4 ) ميان ايشان بر دشمنى و بريدن ( 5 ) تا روز قيامت هر گه ( 6 ) كه بر افروزند آتشى براى كارزار بنشاند آن را خدا و شتابند ( 7 ) در زمين ( 8 ) تباهى و خدا دوست ندارد تباه كنندگان را .
و اگر جهودان و ترسايان ايمان آرندى ( 9 ) و بترسيدندى بستردمى ( 10 ) از ايشان بديهاشان ( 11 ) و ببردمانى ( 12 ) ايشان را در بهشت پر نعمت .
و اگر ايشان بر پاى داشتندى تورات و انجيل و آنچه انزله كردند ايشان را از خدايشان بخورندى از بالاى ايشان و از زير پايهايشان و از ايشان گروهىاند ميانه به سامان ( 13 ) كار و بسيار از ايشان بد مىكنند .
اى پيغامبر برسان آنچه انزله كردند به تو از خدايت و اگر نكنى رساننده نباشى پيامش را و خدا ( 14 ) نگاه دارد تو را از مردمان كه خدا ( 15 ) راه نه بنمايد گروه كافران را .
هامش
( 1 ) . مج ، مت ، وز : كنانيد .
( 2 ) . مج ، مت ، وز ، لت : دستهاى .
( 3 ) . آج ، لب : فرو فرستاده شد .
( 4 ) . مج ، مت ، وز ، لت : افكنديم ، آج ، لب : فكنديم .
( 5 ) . مج ، مت : بزيدن .
( 6 ) . مج ، مت ، مر : هر گاه .
( 7 ) . مج ، مت ، وز : مىشتابند .
( 8 ) . مج ، مت ، وز به .
( 9 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : آوردندى .
( 10 ) . مج ، مت ، وز : بپوشيدمانى ، آج ، لب : بپوشانيدمى ، لت : بپوشانيدمانى .
( 11 ) . مج ، مت ، وز ، لت : گناهانشان .
( 12 ) . آج ، لب : در آورديمى ، آف : در آوردى .
( 13 ) . مج ، مت ، وز : شاماركاره .
( 15 - 14 ) . مج ، مت ، وز : خداى .