مؤمنانى كه وصف ايشان آن است كه نماز كنند و زكات دهند در آن حال كه راكع باشند ، و اين « واو » فى قوله : * ( وَهُمْ راكِعُونَ ) * ، باتّفاق « واو » حال است .
و اجماع است كه در نماز كس زكات نداد در ركوع مگر امير المؤمنين على - عليه السّلام - اين وجه دلالت است از آيت به حكم ظاهر بر امامت امير المؤمنين - عليه السّلام - و اهل اشارت گفتند : چون حق تعالى ولايت خود و رسول خود - عليه السّلام - بر مكلَّفان واجب كرد ( 1 ) ، آنگه به « واو » عطف بر سبيل اجمال مؤمنان را بر آن معطوف كرد به لفظ « آمنوا » ، همهء مؤمنان در ولايت طمع كردند . چون گفت :
* ( الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ ) * ، گروهى كه به نماز كسلان بودند طمع ببريدند و نمازكنان طمع در ( 2 ) بستند . چون گفت : * ( وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ ) * ، آنان كه زكات ده نبودند ( 3 ) طمع برداشتند و زكات دهندگان طمع در بستند ( 4 ) ، چون گفت : * ( وَهُمْ راكِعُونَ ) * ، همهء جهان طمع ببريدند مگر امير المؤمنين - عليه السّلام - كه اين اوصاف را جامع بود .
دگر آن كه دو فرقهء مختلف آرا ( 5 ) و ديانت ( 6 ) با كثرت خلاف كى ( 7 ) از ميان ايشان است ، أعنى شيعه و اصحاب الحديث اتّفاق كردند كه اين ( 8 ) در حقّ امير المؤمنين على ( 9 ) - عليه السّلام - آمد .
اگر گويند : چرا گفتى كه : * ( وَهُمْ راكِعُونَ ) * ، حال است و چرا نشايد كه صفت اين مؤمنان باشد كه ايشان را وصف كرد به نماز كردن و زكات دادن ؟ تا معنى آيت آن باشد از صفت ايشان نيز آن است كه راكع باشند و ركوع بسيار كنند ، جواب گوييم : اين خلاف اهل لسان باشد و كلام عرب براى آن كه ايشان چون گويند :
رأيت زيدا و هو راكب ، و لقيته و هو غضبان ، و وجدته و هو يفعل كذا ، اين جمله را جز بر حال حمل نكنند و مراد آن باشد كه در حال ديدن من او را راكب بود و در حال ملاقات من با او غضبان بود و در حال وجدان من او را به آن كار مشغول بود محال
هامش
( 1 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر و .
( 2 ) . مج ، وز ، مت او .
( 3 ) . مج ، وز ، مت : نداده بودند .
( 4 ) . مج ، وز مت ، مر : طمع كردند .
( 5 ) . مج ، مت ، وز ، آف ، لت ، آن ، مر او .
( 6 ) . آج : الرويت .
( 7 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، مر : كه .
( 8 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لت ، مر آيه .
( 9 ) . لت : امير .