تقطَّع بينكم » .
و « بين » از اضداد است به معنى فراق باشد و به معنى وصال ، و اين جا معنى آن است كه : لقد تقطَّع وصلكم . امّا بر قراءت آن كس كه ( 1 ) نصب خواند ، در او دو قول است : يكى ظرف و يكى مفعول به ، و آن كه مفعول گفت ، گفت : فاعل در او مضمر است ، و چون آنچه از كلام رفته است در مقدّمهء اين من قوله : * ( وَما نَرى مَعَكُمْ شُفَعاءَكُمُ ) * ، در او معنى تقاطع و تهاجر است ، تقدير اين باشد كه : لقد تقطَّع وصلكم بينكم ، و بر اين تقدير هم روا بود كه ظرف باشد . و قولى ( 2 ) ديگر آن است كه : فاعل در او مقدّر است و لكن حذف كرد لدلالة الكلام عليه ، و المعنى ( 3 ) : لقد تقطَّع ما بينكم ، أى الشّيء الَّذي كان بينكم ، و بر اين وجه هم ظرف باشد على كلّ حال .
* ( وَضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ) * ، و آنچه دعوى مىكردى ( 4 ) از آن بتان و عبادت ايشان و شفاعت ايشان شما را و تقرّب شما با ايشان به خداى ( 5 ) همه گم شد ( 6 ) و باطل شد ، و امروز شما تنها ماندى ( 7 ) و بىيار و بىشفيع .
آنگه بر سبيل تنبيه و تذكير و اقامت حجّت بر كافران ( 8 ) گفت : * ( إِنَّ اللَّه فالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوى ) * ، خداى معبود كه از او توقّع خير و روزى كنند ( 9 ) خدايى است كه او در زير زمين دانه شكافد و استه ( 10 ) ميوه ، و براى آن تخصيص كرد اين را كه دست آدميان از آن دور باشد ، و معلوم است به جارى مجراى ضرورت كه آن ، كسى نمىكند جز خداى تعالى . و در كلام امير المؤمنين ( 11 ) بسيار مىآيد :
و الَّذي فلق الحبّة و برء النّسمة
، به آن خداى كه در ( 12 ) زمين دانه شكافد و در رحم تاريك صورت نگارد ، براى آن كه [ 96 - ر ] و همها دور دارد ( 13 ) از آن كه هيچ مخلوق را دست آن جا رسد ( 14 ) . و واحد
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مت ، لت به .
( 2 ) . آج ، لب : قول .
( 3 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : و التّقدير .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، آف ، مر : مىكرديد .
( 5 ) . وز ، آف : به خدايى .
( 6 ) . بم ، آف : كم باشد .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، مل ، آف ، آن ، مر : مانديد .
( 8 ) . آج ، لب : با كافران .
( 9 ) . آج ، لب : كنيد .
( 10 ) . مج ، مل ، لت ، مر : استخوان ، وز ، مت : استخان .
( 11 ) . مج ، وز على عليه السّلام ، مت ، مل ، آف ، مر عليه السّلام .
( 12 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، مر زير .
( 13 ) . مج ، وز ، مت ، مل : در او بود ، مر : دور بود .
( 14 ) . مل ، لت : نرسد .