قال الشّاعر ( 1 ) :
اريد لانسى ذكرها فكانّما
تمثّل لي ليلا بكلّ سبيل
أى كى انسى .
* ( وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * ، اين محمول است بر آيت اوّل و معطوف است بر آن و نصب « نسلم » به اضمار أن است و أن مع الفعل در تأويل مصدر باشد و تقدير اين است كه امرنا بالإسلام ( 2 ) و باقامة الصّلوة و محتمل است كه محمول بود على قوله : [ 82 - پ ] * ( يَدْعُونَه إِلَى الْهُدَى ائْتِنا ) * ، اين امر است ، امر ديگر من قوله : * ( وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * ، معطوف بود بر او و محتمل است كه متعلَّق بود به آيت اوّل ، آيت بر اين تقدير كه : و امرنا لنسلم و قيل لنا اقيموا الصّلوة ، و ما را گفتند و فرمودند كه : نماز به پاى داريد و از خداى بترسى ( 3 ) به اجتناب معاصى او كه او آن خداست كه حشر شما با او خواهد بودن .
* ( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ ) * ، و او آن خداست كه آسمان و زمين آفريد به حق نه بباطل يعنى غرض او حكمت و صواب و صلاح خلق بود بعبث و لغو نيافريد و به باطل ، چنان كه گفت : وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا ( 4 ) و گفتهاند مراد آن است كه بيافريد آسمان و زمين به قولى حق و هو قوله : ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ، و اين بر مجاز باشد براى آن كه اگر در اين طرف شبهتى باشد كه خداى گفت ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً ، در آن طرف شبهه نباشد كه آسمان و زمين بر حقيقت نگفتند أَتَيْنا طائِعِينَ ( 5 ) ، و لكن براى آن كه تأتّى آن و وجود آن عند ارادت فى اسرع مدّت بود تشبيه كرد آن را به آن كه خداوندى بندهاش را گويد : بيا .
گويد : آمدم طايع و فرمان برنده تا مجبّر ( 6 ) تمسّك نكند به اين قول و گويد اين قول دليل قدم قرآن كند كه تفسير آن است كه ما گفتيم .
* ( وَيَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ ) * ، در نصب « يوم » چند قول گفتند : يكى آن كه عامل در
هامش
( 1 ) . مج ، مت ، وز شعر .
( 2 ) . مج ، مت : للاسلام .
( 3 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، مل ، آف ، لت ، مر : بترسيد .
( 4 ) . سورهء ص ( 38 ) آيهء 27 .
( 5 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 11 .
( 6 ) . لب ، آن : مخبر .