چگونه سهو بر ايشان روا نبود و ايشان بخسبند و بيمار شوند و بيهوش شوند در بيمارى .
قوله تعالى : * ( وَما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ ) * ، در اين دو قول گفتند : يكى آن كه معنى آيت اين ( 1 ) است كه از حساب كافران خايض در لعن قرآن بر مؤمنان هيچ چيزى نيست ، و اين قول بيشتر مفسّران است براى آن كه ملايم آيت اوّل است و متعلَّق است به او . و جماعتى مفسّران گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه چون آيت اوّل آمد و مسلمانان را نهى كرد خداى تعالى از مجالست كفّار در وقت خوض در طعن قرآن و رسول ، و ( 2 ) مسلمانان گفتند : يا رسول اللَّه ! اگر هر گه كه مشركان اين حديث كنند ما خانهء خدا و مسجد الحرام و طواف و نماز رها كنيم كار ما با خلل شود خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : از حساب و شمار ايشان چيزى نيست بر شما ، و بر اين وجه يا آيت دوم ناسخ اوّل بود يا مخصّص او . امّا نسخ ( 3 ) از آن وجه باشد كه آنچه ممنوع بود از مجالست مرخّص ( 4 ) باشد و اين قول بعضى مفسّران است چون سدّى و سعيد جبير و بلخىّ و جز او . و امّا تخصيص از آن وجه باشد كه خداى تعالى گفت : شما از مجالست منهيى از آمد و شد ، و نماز و طواف و گذر ( 5 ) نهى نيست شما را ، آيت از اين وجه تخصيص ( 6 ) اوّل بود . بعضى دگر گفتند سبب نزول ( 7 ) آن بود كه مسلمانان گفتند : ما ترسيم كه اگر بر ايشان انكار كنيم ( 8 ) مستحقّ ذم باشيم ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : از حساب ايشان بر شما چيزى نيست .
و قولى ديگر آن است كه معنى آيت آن است كه متّقيان را از حساب باكى و رنجى نباشد بر ايشان ( 9 ) جز مجرّد حساب نباشد امّا تبعه و مشقّت و مناقشت حساب نبود ايشان را ، * ( وَلكِنْ ذِكْرى ) * ، و لكن ياد كردى و « ذكر » و « ذكرى » هر دو مصدر باشد ،
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مت : آن .
( 2 ) . مج ، وز ، مت : ندارد .
( 3 ) . مج ، مت ، وز : ناسخ .
( 4 ) . مج ، مت ، وز : من خص .
( 5 ) . مر : درو .
( 6 ) . مج ، مت ، وز ، آف ، لت ، آن ، مر : مخصّص .
( 7 ) . مج ، مت ، وز ، لت : آيت ، مر : اين .
( 8 ) . مج ، مت ، آج ، لب ، لت ، مر : نكنيم .
( 9 ) . مج ، مت ، وز و .