مىگويم مستقرّى و قرارگاهى است و وقت وقوعى كه ظاهر شود ايشان را صدق آن خبر ، و بدانند كه تو راست گفتى . * ( وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ) * ، و بدانى ( 1 ) شما پس از اين صدق و صحّت اين اخبار ، و اين بر وجه تهديد و وعيد است . و امّا وقت مستقرّ خبر ، وقوع مخبر باشد إمّا در دنيا و إمّا در آخرت . بعضى گفتند : مراد وقت ظفر رسول است به ايشان كه دست او را باشد بر ايشان . سدّى گفت : * ( لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ ) * ، اى ميعاد . عطا گفت معنى آن است كه : هر عذاب جماعتى را وقتى است كه تا به آن وقت نرساند ( 2 ) آن هلاك و آن عذاب نرساند ( 3 ) . كلبى گفت لكلّ قول و فعل حقيقة ، آنچه در دنيا باشد خود بدانى ( 4 ) و آنچه در آخرت بود به حسب استحقاق هر كس از ثواب و عقاب .
و در بعضى تفاسير آمد كه : اين آيت سود دارد ( 5 ) درد دندان را چون بر كاغذى نويسند ( 6 ) درد دندان گيرند ( 7 ) خداى تعالى شفا دهد ( 8 ) .
* ( وَإِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا ) * ، سبب نزول آيت آن بود كه : مشركان چون با يكديگر افتادندى حديث رسول كردندى و بوستن ( 9 ) او كردند و در او و در قرآن طعن زدندى ، و مسلمانان حاضر بودندى ، نكرى و تغيّرى ( 10 ) نتوانستندى كردن .
خداى تعالى اين آيت فرستاد و ايشان را نهى كرد از مجالست ايشان ، گفت : يا محمّد ! چون بينى ( 11 ) - خطاب با رسول است و مراد امّت - آنان را كه در آيات ما كه قرآن است و معجزات رسول خوض كنند . و « خوض » دخول باشد ، يقال : خاض فى الماء و خاض فى الحديث .
حسن بصرى و سعيد جبير گفتند : معنى « خوض » دروغ است اين جا ، يعنى چون بينى اينان را كه در آيات من طعن [ مى ] ( 12 ) زنند و دروغ مىگويند . و بعضى دگر
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آف ، مر : بدانيد ، مل : زود بدانيد .
( 2 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : برنيايد ، آج ، لب : نرسد .
( 3 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، مر : نرسد .
( 4 ) . مل ، مر : بدانيد .
( 5 ) . مج ، وز ، مت و .
( 6 ) . مج ، وز ، مت : نويسد و .
( 7 ) . مج ، وز ، مت : گيرد .
( 8 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، لت ، مر إن شاء اللَّه .
( 9 ) . مج ، وز : بوستين ، مت : پوستين ، آج ، لب : نوشتن .
( 10 ) . مج ، وز ، مت : تعبيرى و نكيرى .
( 11 ) . آج ، لب : ببينى .
( 12 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .