اين بندگان و مزدوران ما را دور كند ، ما بنزديك او آييم و با او مجالست كنيم و حديث او بشنويم ، و باشد كه ايمان آريم .
ابو طالب ( 1 ) بيامد و گفت : يا رسول اللَّه ! اين جماعت چنين گفتند ، چه مصلحت باشد ؟ رسول - عليه السّلام - گفت : من بر گفتهء ( 2 ) ايشان اعتماد ندارم كه ايشان دشمنان مناند ؟ با خداى تعالى مشاورت كنم تا چه فرمايد . جبريل آمد و اين آيت آورد : * ( وَلا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ ) * ( 3 ) * ( وَالْعَشِيِّ ) * ، مران آنان را كه خداى خود را مىخوانند ( 4 ) بامداد و شبانگاه .
حمزة بن عيسى گفت : من از حسن بصرى ( 5 ) پرسيدم ( 6 ) كه مراد به اين آيت قصّاصند ؟ گفت : حاشا ، مراد آنانند كه نماز بامداد و نماز ( 7 ) ديگر و نماز شام در جماعت بگزارند ( 8 ) .
مجاهد گفت : نماز بامداد بكردم با سعيد بن المسيّب ، چون سلام داديم جماعتى مىشتافتند به مجلسى كه آن جا بود ، من گفتم : چه مسرعند ( 9 ) اينان به مجلس ذكر ، مىخواهند كه از اهل اين آيت باشند كه : * ( يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ ) * ( 10 ) * ( وَالْعَشِيِّ ) * . گفت : سهو است تو را ، ايشان آنانند كه اين نماز بگزارند ( 11 ) كه ما كرديم ، يعنى نماز بامداد ( 12 ) .
مفسّران اين دعا را بر نماز تفسير دادند ( 13 ) ، و نماز خود دعا باشد ، چون ( 14 ) نماز در لغت دعا باشد ، عجب نبود اگر دعا در شرع نماز باشد . ابراهيم گفت : يذكرون اللَّه ، ذكر خداى مىكنند . باقر - عليه السّلام - گفت : قرآن مىخوانند .
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مت ، لت رحمة اللَّه عليه ، مل رضى اللَّه عنه .
( 2 ) . مج ، وز ، مت : گفت : مر : گفتار .
( 10 - 3 ) . اساس و ضبط همهء نسخه بدلها : * ( بِالْغَداةِ ) * .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، لت ، مر به .
( 5 ) . مج ، وز ، مت به .
( 6 ) . آن : شنيدم .
( 7 ) . آن : و پيشين .
( 8 ) . مج ، مت ، آج ، لب ، بم ، مر : بگذارند .
( 9 ) . اساس ، بم آف : مراغاند ، آن : مراعاند ، آج ، لب : مصرعاند ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .
( 11 ) . مج ، وز ، مت ، لت : بگذارند .
( 12 ) . مج ، مت : بام داد .
( 13 ) . آج ، لب : كردهاند .
( 14 ) . مج ، وز ، مت اگر .