نمىكنيد تا ( 1 ) انصاف بدهى ( 2 ) از خود و اين استفهام به معنى تقرير است تا مقرّر كنند و اقرار ايشان بستانند ( 3 ) كه راست نباشد . و معتزله ( 4 ) به ( 5 ) اين آيت تمسّك كردند بر آن كه فرشتگان به از پيغامبرانند ، گفتند ( 6 ) : اين لفظ نگويند الَّا در جاى تفضيل ، نبينى كه خزاين خداى را مالك شدن و علم غيب دانستن ( 7 ) از جملهء فضايل است ، همچنين آن كه از جملهء فرشتگان باشد اگر او به ( 8 ) از فرشته بودى اين سخن متناقض بودى .
جواب ( 9 ) اين آن است كه گوييم : اين سؤال كسى است كه مورد آيت و معنى ( 10 ) و سبب نزول آيت نداند ، كافران از رسول ( 11 ) درخواستند بر سبيل تحكّم و تعنّت كه : لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْه كَنْزٌ ( 12 ) ، چرا گنجى بر او فرو نمىآيد ، او از اين جواب داد كه : * ( قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّه ) * ، گفتند ( 13 ) : اگر پيغامبر است چرا غيب نمىداند او گفت من دعوى علم غيب نكردم . * ( وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ ) * ، گفتند : ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْواقِ ( 14 ) ، چيست اين رسول را كه طعام مىخورد [ 73 - ر ] و در بازارها مىرود ، او گفت : من نگفتم كه من فرشتهام طعام نخورم . * ( وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ ) * ، آنچه كار من است و اختصاص و مزيّت ( 15 ) من است آن است كه وحى مىآيد به من ، من آن را متابعت مىكنم . و در آيت و ظاهر و فحوى و معنى او اين نيست ( 16 ) كه ثواب فرشته از ثواب او بيشتر است تا حكم كنند كه فرشته به از اوست ، بل معنى آيت اين است كه بيان كرده شد ، و با ( 17 ) اين كه ما گفتيم در آيت شبهتى نماند كه مخالف به ( 18 ) آن تمسّك كند - و اللَّه الموفّق .
قوله : * ( وَأَنْذِرْ بِه الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ ) * ، حق تعالى در اين آيت
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مت : يا .
( 2 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، آف : بدهيد .
( 3 ) . لت : بستاند .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : معتزليان .
( 5 ) . آن : با .
( 6 ) . مج ، وز ، مت : گفت .
( 7 ) . مج ، وز ، مت : داشتن .
( 8 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب : نيز .
( 9 ) . مج ، وز ، مت ، لت از .
( 10 ) . مج ، وز ، مت : ندارد .
( 11 ) . مج ، وز ، مت عليه السلام .
( 12 ) . سورهء هود ( 11 ) آيهء 12 .
( 13 ) . مج ، وز ، مت ، لت : و گفتند .
( 14 ) . سورهء فرقان ( 20 ) آيهء ( 7 ) .
( 15 ) . آج ، لب ، بم ، آف ، آن : مرتبه .
( 16 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب : است .
( 17 ) . مج ، وز ، مت ، لت : به .
( 18 ) . آج ، لب : با .