امتحان باشد ، و خداى تعالى عوض دهد ايشان را از آن الم ، و اين هم بر سبيل ترغيب بر ايمان و تحذير ( 1 ) از كفر گفت . آنگه گفت : ما اين پيغامبران كه فرستيم ، نفرستيم الَّا بشارت دهنده به ثواب و ترساننده از عقاب ، و محلّ هر دو نصب است بر حال ، هر كه ايمان آرد و مصلح باشد احوال خود به صلاح باز آرد . * ( فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ ) * ، بر ايشان ترسى نباشد و نه نيز اندوهگين شوند . بدين آيت رد كرد بر كافرانى كه ايشان پيغامبران را تعنّت ( 2 ) نمودند و اقتراح كردند و معجزات خواستند و آيات طلب كردند ، حق تعالى گفت : ايشان پيغام گزارانند ( 3 ) از من به بشارت و انذار و امّا آنچه شما مىخواهى ( 4 ) كار ايشان نيست و نه ايشان بر آن قادر باشند آن مقدور من است ، هر كه ايمان آرد به ايشان و بر ايشان تعنّت نكند جزاى او ايمنى باشد و شادمانى . و امّا مكذّبان را كه آيت ( 5 ) من به دروغ دارند عذاب من به ايشان رسد به آن كفر و فسق كه ايشان در آناند و خارجاند از فرمان خداى و رسول .
آنگه فرمود رسول را - عليه السّلام - كه بگو اين كافران را كه من نمىگويم و دعوى نمىكنم كه خزاين خداى بنزديك من است تا شما را توانگر كنم ، و نمىگويم كه من غيب دانم تا شما را از عواقب ( 6 ) و مصالح و غايبات خبر دهم ، و نيز نمىگويم شما را كه من فرشتهام ، بل آدميم شما مرا مىدانى ( 7 ) و نسب من مىشناسيد . * ( إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى ) * ( 8 ) ، من متابعت نمىكنم الَّا آن را كه بر من وحى مىكنند و مرا اعلام مىكنند از اخبار غايبات و مصالح دينى در حلال و حرام و اين براى آن گفت تا در تحكّم و تعنّت ايشان بسته شود بر او ( 9 ) گمانهاى باطل نبرند و او را تعنّتهاى ناواجب ننمايند .
آنگه گفت : بگو ايشان را بر سبيل مثل كه راست باشد نابينا با بينا ؟ گفتند ( 10 ) :
يعنى كافر با مؤمن و جاهل با عالم يعنى نباشد . * ( أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ ) * ، شما هيچ انديشه
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، تحزير .
( 2 ) . مج ، مت : لعنت .
( 3 ) . آف : گزارندگان .
( 4 ) . آف : مىخواهيد .
( 5 ) . مج ، وز ، مت ، لت : آيات .
( 6 ) . آج ، لب ، بم ، آف ، آن : عقوبت .
( 7 ) . آج ، لب ، آف ، آن : مىدانيد .
( 8 ) . سورهء احقاف ( 46 ) آيهء 9 .
( 9 ) . لت و .
( 10 ) . آج ، لب : گفت .