سماع كلام او و مجالست به او و نظر در معجزات او نهى مىكنند و ايشان نيز از آن دور مىباشند ، و اين قول بيشتر مفسّران است .
و قولى دگر آن است كه : آيت در أبو لهب آمد كه اگر ( 1 ) مجمعى و موسمى حاضر بودى كسى خواستى كه رسول را ايذا كند يا طعن زند او رها نكردى و ذبّ و نهى كردى براى خويشى را و لكن خويشتن ( 2 ) از او و ( 3 ) ايمان ( 4 ) دور داشتى و مخالفان در تفسير آوردهاند كه : آيت در شأن ابو طالب آمد كه او حمايت رسول كردى و مردم را از ايذاء او نهى كردى و به او ايمان نياوردى ، و در اين باب حديثى و شعرى متناقض روايت كنند ، و آن آن است كه گفتند ( 5 ) رسول - عليه السّلام - گفت : يا عمّ چرا به من ايمان نيارى ( 6 ) ؟ گفت :
من مىدانم كه تو رسول خدايى و صادقى در نبوّت و لكن من از ملامت مردمان احتراز مىكنم و چون جماعت قريش خواستند كه رنجى به او رسانند ، گفت : ( 7 )
و اللَّه لن يصلوا اليك بجمعهم
حتّى اوسّد فى التّراب دفينا
فاصدع بامرك ما عليك غضاضة
و ابشر و قرّ بذاك منك عيونا
و عرضت دينا لا محالة انّه
من خير اديان البريّة دينا
و دعوتنى و زعمت انّك ناصحى
و لقد صدقت و كنت ثمّ أمينا
لولا الملامة او حذارى سبّة
لوجدتنى سمحا بذاك مبينا
هر عاقل كه اين ( 8 ) ابيات را تأمّل كند داند كه بيت آخرين ملحق است و نه ملايم ابيات اوّل است نه به قوّت و متانت و به معنى ( 9 ) ، و مناقضه كه حاصل است ميان اين بيت با ابيات اوّل ، براى آن كه بيت اوّل متضمّن نصرت و هوا خواهى است و قطع طمع كفّار است از آن كه رنجى به او رسانند و با وجود او و تا او زنده باشد . بيت دوم [ امر ] ( 10 ) است او را به اداى رسالت و تحريض و تقويت او به آن و اين نه از
هامش
( 1 ) . اساس و همه نسخه بدلها : نصرا ، با توجه به كتب ادب عرب تصحيح شد .
( 2 ) . مج ، وز ، مت : خويشى .
( 3 ) . لت از .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لت به او ، مر او .
( 5 ) . آج ، لب ، بم ، آف كه .
( 6 ) . آن : نمىآرى .
( 7 ) . مج ، وز ، مت شعر .
( 8 ) . مج ، وز ، مت : ندارد .
( 9 ) . مل ، مت ، مر ، لت : نه به معنى .
( 10 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد .