وَ لا آباؤُنا وَلا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ . . . ( 1 ) ، اگر خداى خواستى ما شرك نياورديمى ( 2 ) و نه پدران ما ، و چيزى به آن حرام نكرديمى ( 3 ) بدون او ، در دگر آيت گفت : وَقالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّه ما عَبَدْنا مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلا آباؤُنا وَلا حَرَّمْنا مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ ( 4 ) . پس هم مشرك بودند هم قدرى تا در حقّ ايشان اين مثل معنى ( 5 ) محقّق شد ( 6 ) كه : مع كفره قدرىّ .
* ( ما ) * ( 7 ) * ( جَعَلَ اللَّه ) * ، معنى « جعل » در آيت حكم است ، أى حكم اللَّه بذلك و لا نزّل ( 8 ) به سلطانا ، گفت : خداى تعالى نكرد و نفرمود و ننهاد و حكم نكرد از بحيره - و آن شترى باشد كه گوش او بشكافند ( 9 ) شكافى فراخ ، و البحر الشّقّ ، و منه بحر الماء لسعته .
و دريا را براى فراخى بحر خوانند ، و رجل متبحّر إذا كان متوسّعا فى العلم . و « بحيره » فعليه است به معنى مفعوله . و مفسّران گفتند : عرب چون اشترى از آن ايشان پنج بطن بزادى ، و آخرين آن بچگان نر بودى ، آن شتر ماده را گوش بشكافتندى بعلامت ، و آزاد كردندى از كشتن و نشستن و كار فرمودن ، و او را منع نكردندى از هيچ آبى و گياهى .
بعضى دگر گفتند : چون اشتر دوازده بچهء مادهء بزادى ، او را آزاد كردندى و سايبه كردندى و فرو گذاشتندى ، گوشت و شير و نشست او بر خود حرام كردندى و شير او به مهمان دادندى و جز مهمان بر ننشستى او را . چون بچهء ديگر بزادى و ماده بودى گوش او بشكافتندى و او را هم چون مادرش آزاد كردندى ، كس شير او نخوردى و مويش ( 10 ) نبريدندى و بر او ننشستندى ، و روا نداشتندى مگر براى مهمان ، پس او بحيره بودى و مادرش سائبه .
عبد اللَّه عبّاس گفت : چون شتر پنج بطن بزادى ، در پنجم نگاه كردندى اگر نر بودى بكشتندى و زنان و مردان از آن بخوردندى ، و اگر ماده بودى گوشش بشكافتندى
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 148 .
( 2 ) . مج ، وز ، مر ، مت ، لت ، مر : نياورد مانى .
( 3 ) . مج ، وز ، مر : نكردى .
( 4 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 35 .
( 5 ) . آج ، لب : مثل اين معنى .
( 6 ) . مج ، وز ، مت : شود .
( 7 ) . وز ما .
( 8 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت : أنزل .
( 9 ) . آج ، لب : بشكافد .
( 10 ) . لت : پشمش .