مراد تشديد و تغليظ است ، كالتّعقيد فى العقد للخيل ( 1 ) اذا شدّد عقده ، معنى آن است كه سوگند خورد به زبان و به دل تا مفارق باشد سوگند لغو را ، و ابو على فارسى گفت :
تفعيل براى آن است اين جا كه خطاب با جملهء مكلَّفان است چون فعل ايشان بسيار است به لفظ فعّل گفت از بناى تفعيل ، و مثاله قوله : وَغَلَّقَتِ الأَبْوابَ ( 2 ) ، چون درها گفت از بناى تفعيل گفت ، و اگر يك در بودى اغلقت گفتى . و ممكن باشد حمل كردن غَلَّقَتِ الأَبْوابَ ( 3 ) ، را بر تأكيد و مبالغه تا معنى آن باشد كه درها سخت استوار كرد ( 4 ) ، دگر گفت : فعّل به معنى فاعل آمده است اگر بر آن عمل كنند ( 5 ) تا لازم نيايد كه كفّاره آن جا واجب بود كه تكرار سوگند باشد . اگر گويند : فاعل ( 6 ) از ميان دو كس باشد و بر اين قول ( 7 ) و بر قراءت ابن عامر لازم آيد كه آن كس كه او سوگند ( 8 ) ى خورد در كارى كه او مختص باشد و ديگرى با او سوگند نخورد او را كفّاره لازم نيايد ، گوييم : اين لازم نيست براى آن كه فاعل بسيار بود كه نه از ميان دو كس باشد چنان كه طارقت النّعل و عافاه اللَّه و عاقبت اللَّصّ .
على بن الحسين المغربىّ گفت : تشديد را فايدهء نيكو ( 9 ) هست ، و آن آن است كه تا معلوم شود كه آن كس كه او اند ( 10 ) بار بر يك خبر سوگند خورد گويد : و اللَّه لافعلَّن كذا ثمّ و اللَّه ثمّ و اللَّه ، او را بيشتر از يك كفّاره لازم نباشد و در اين خلاف است ميان فقها و اين وجهى نيكوست و حقيقت عقد فى الخيل ( 11 ) و العهد و اليمين باشد براى آن كه مستعمل است در همه على حدّ ، واحد و ظاهر استعمال دليل حقيقت كند ، قال الشّاعر : ( 12 )
قوم اذا عقدوا عقدا لجارهم
شدّوا العناج و شدّوا فوقه الكربا
و اعقدت العسل اذا جعلته منعقدا فهو معقد و عقيد . اكنون بدان كه سوگند منعقد
هامش
( 1 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : الحبل .
( 3 - 2 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 23 .
( 4 ) . مج ، مت : استوار باشد .
( 5 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لت ، مر : حمل كنند .
( 6 ) . مج ، مت : فعل .
( 7 ) . مج ، مت ، وز قراءت .
( 8 ) . مت : سوگند .
( 9 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : نكو .
( 10 ) . آج ، در حاشيه : چند بار ، آن : چند بار ، بم ، آف : دو
( 11 ) . مج ، مت ، وز ، لب ، لت ، مر : الحبل .
( 12 ) . مج ، مت ، وز شعر .