بى آن كه در دل دارند و عزم نيّت كرده باشند ( 1 ) و اين قول بيشتر مفسّران ( 2 ) است .
و روايت كردند ( 3 ) از باقر و صادق - عليهما السّلام - و حسن بصرى گفت و ابو مالك كه : سوگند لغو آن باشد كه خداوندش چنان گمان برد كه آن صواب است و راست است . و در سوگند لغو كفّارت واجب نباشد بنزديك ما ، و بيشتر فقها و مفسّران ، و ابراهيم نخعى گفت : كفّارت واجب بود در او . و اصل « لغو » در لغت كلامى باشد ( 4 ) كه در او فايدهاى نبود ، يقال : لغا في كلامه لغوا و الغيت الشّىء اذا اهملته و الالغاء نقيض الإعمال ، و لغو گويند [ 31 - ر ] آن را كه در شمار نبود ، قال الشّاعر : ( 5 )
او مائة يجعل اولادها
لغوا و عرض المائة الجلمد
يعني لا يعتدّ اولآدها فى الدّية و لا يعتدّ ( 6 ) بها لصغر سنّها . * ( وَلكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الأَيْمانَ ) * ، و لكن شما را به آن گيرد كه سوگند بندى به عقد دل بر او بنيّت . ابن عامر خواند : « عاقدتم » بالالف ، و معنى هم آن باشد كه * ( عَقَّدْتُمُ ) * بتشديد ، براى آن كه فاعل و فعّل به يك معنى آمد ( 7 ) في قولهم : ضاعف و ضعّف و باعد و بعّد ، و در قرآن هر دو خواندند في قوله : رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا ( 8 ) ، و بعّد . و حمزه و كسايى و ابو بكر عن عاصم خواندند ( 9 ) : عقدتم ، بتخفيف « قاف » من العقد و هذا على وجهه و ظاهره ، مراد عقد دل باشد نيّت ( 10 ) بر سوگند ، و باقى قرّا خواندند : * ( عَقَّدْتُمُ ) * بتشديد قاف من التّعقيد ، و جماعتى مفسّران از اين قراءت امتناع كردند چون طبرى و ابو عبيده ( 11 ) و جز ايشان گفتند : براى آن كه تفعيل تكثير فعل باشد ، و بر اين قاعده لازم آيد كه آن كس كه او يك بار سوگند خورد او را كفّارت لازم نبود تا مكرّر نكند چند بارها ، و اين خلاف اجماع است و اين خطاست براى آن كه تفعيل را مراد به او نه تكرار است اين جا انّما
هامش
( 1 ) . اساس : باشد ، با توجه به آج تصحيح شد .
( 2 ) . مج ، مت ، وز آن .
( 3 ) . آج ، لب ، لت : روايت كردهاند .
( 4 ) . آج ، لب : بود .
( 5 ) . مج ، مت ، وز شعر .
( 6 ) . مج : و لا تعتدّ .
( 7 ) . مر : اند .
( 8 ) . سوره سبا ( 34 ) آيه 19 .
( 9 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : خواند .
( 10 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت ، مر : بنيته .
( 11 ) . مج ، مت ، وز ، لت : ابو عبيد .