دگر آن كه به اجماع از كفر توبه باشد ( 1 ) ، قتل دون كفر باشد ، چون از آنچه بيشتر از قتل است توبه باشد اوليتر كه از آنچه دون كفر است توبه باشد ، و اخبارى كه در اين باب آوردهاند كه خداى تعالى توبهء او نپذيرد اخبار آحاد باشد و قبول نكنند براى آن كه خلاف ادلَّهء عقل است و قرآن و اجماع ، و آنچه اصحاب وعيد گفتند كه : آيت در اهل صلات ( 2 ) است وجهى ندارد ، براى آن كه آيت اوّل كه در قتل خطاست مختص است به اهل صلات ( 3 ) وجهى ندارد ، براى آن كه ديت قتل خطا لازم بود هم مؤمن را و هم معاهد را و كفّارت لازم باشد مؤمن را و كافر را و معاهد را براى آن كه بنزديك ما كفّار به شرايع متعبّداند ، و اگر تسليم كنيم كه آيت اوّل مختص است به اهل ايمان و صلات ( 4 ) واجب نباشد كه آيت دوم حمل كنند بر آيت اوّل بىدليلى جامع ميان ايشان ، بل ممتنع نبود كه مراد به آيت اوّل مؤمنان باشند و به آيت دوم كافران .
و امّا احكامى كه به قتل عمد تعلَّق دارد و ( 5 ) در آيت اوّل بگفتيم كه ذكر اقسام قتل كرديم ، و اختلاف فقها در آن ، و قتل عمد اگر به آهن باشد و اگر جز به آهن قصاص جز به آهن نشايد كردن
لقوله - عليه السّلام : لا قود الَّا بحديدة ،
و شافعى گفت : به آن قصاص كنند ( 6 ) كه او را ( 7 ) كشته باشد و قصد عمد باشد ( 8 ) و عمد الى كذا اذا قصد اليه ، و تعمّد تكلَّف العمد باشد و جزا پاداشت باشد ، مقابله فعل بود به خير و شرّ ، و مراد آن است كه : جزاى فعل او عذاب دوزخ باشد .
و « خالدا » ، نصب بر حال است و « فيها » ضمير دوزخ است ، و غضب ارادت عقاب باشد از خداى به مستحقّش . و « لغت » طرد و ابعاد و راندن و دور كردن از رحمت باشد و اعداد و استعداد بجاردن ( 9 ) باشد .
قوله : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ ) * ، كلبي روايت كرد از ابو صالح از عبد اللَّه عبّاس كه : آيت در مردى آمد از بني مرّه بن عفو و سعد بن ذبيان ( 10 ) ، نام ( 11 ) مرداس بن
هامش
( 1 ) . مر و .
( 2 ) . مر : صلوات .
( 4 - 3 ) . تب ، مر : صلاة .
( 5 ) . آج ، لب ، مر ، لت : ندارد .
( 6 ) . لت : ندارد .
( 7 ) . تب به آن .
( 8 ) . مر ، لت : و عمد قصد باشد .
( 9 ) . لت : پجاردن .
( 10 ) . آج ، لب ، لت : بني مرّة بن عوف بن سعد دينار .
( 11 ) . مر ، لت او .