و بعضى دگر گفتند آيت در عبد اللَّه صوريا آمد كه او مرتد شد پس از آن كه اسلام آورده بود و در روايتى كه از باقر - عليه السّلام - كردند آنگه وصف كرد اين جمله ( 1 ) به خصالى ناپسنديده كه در ايشان بود گفت :
* ( سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ ) * ، شنوندگان دروغند يا براى دروغ چنان كه به تفسير داده شد * ( أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ ) * و حرام خوارگانند و روايت كردهاند از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه او گفت سحت رشوت باشد در حكم .
و در سحت دو لغت است ضمّ حا و اسكان او ، و ضم حا قراءت ابن كثير است و كسايى و اهل بصره و ابو جعفر و باقى به اسكان « حا » خواندند ( 2 ) . عبد اللَّه مسعود گفت و قتاده و مجاهد و ابراهيم و ضحّاك و سدّى كه مراد به سحت رشوت است .
و از امير المؤمنين على - عليه السّلام - روايت كردهاند كه سحت رشوت باشد در حكم و مهر زنان ناپارسا و مزد گشن فحل و كسب حجّام و بهاى خمر و بهاى سگ و مزد فالگوى و چيزى كه بستانند در توصّل به معصيت .
و اصل سحت استيصال باشد يقال اسحت اسحاتا اذا استأصل ، قال الفرزدق :
و عضّ زمان يابن مروان لم يدع
من المال الَّا مسحت او مجلَّف
و يقال : سحت ايضا قال اللَّه تعالى : فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ ( 3 ) اى يستأصلكم .
و در وجه او تا معنى مناسب شود با اصل اشتقاق چهار قول گفتند : زجّاج گفت براى آن كه ثمره او عذاب استيصال باشد . ابو على گفت براى آن كه حرام را در او بركت نباشد هلاك شود چون عذاب استيصال . خليل گفت قبيحى كه در او عار بود مروّت مردم را سحت و استيصال كند ، بعضى دگر گفتند حرام را حرص بر او بيشتر باشد و شره فهو بمنزلة قولهم رجل مسحوت المعدة اذا كان شرها اكولا .
* ( فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ ) * ، اگر به تو آيند تو مخيّرى خواهى حكم كن ميان ايشان در زناى محصن يا حكم كشتگان كه ميان بنى قريظه و بنى النضير بود چنان كه شرح آن برفت .
در حكم حاكم و اختيار او ، حاكم را دو قول گفتند ابراهيم و عطا و قتاده و
هامش
( 1 ) . مر را .
( 2 ) . وز : خواندهاند .
( 3 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 61 .