وصفى تمام بكرد گفت و اللَّه كه در توريت همچنين است ( 1 ) و من گواهى دهم ( 2 ) كه ( 3 ) صادقى در هر چه گفتى و پيغامبر خدايى ( 4 ) و ايمان آورد جهودان در افتادند ( 5 ) و او را دشنام دادند ( 6 ) چون خواستند تا برخيزند بنو قريظه در بنى النضير آويختند و گفتند يا محمّد اينان برادران مااند ( 7 ) . پدران ما يكىاند و دين ما يكى است چرا بايد تا اگر ايشان از ما يكى را بكشند ( 8 ) انصاف ما ندهند و ما را تمكين قصاص نكنند ديت دهند هفتاد وسق خرما و اگر ما از ايشان مردى ( 9 ) را بكشيم قصاص خواهند از ما و اگر ديت دهيم مضاعف ستانند و صد و چهل وسق خرما و اگر ما از ايشان مردى كشيم از ما دو مرد كشند و اگر ما از ايشان زنى كشيم به قصاص مردى را كشند از ما و اگر ما بنده [ اى ] ( 10 ) را كشيم از ايشان [ از ما ] ( 11 ) آزادى كشند و جراحات ما نيمهء ( 12 ) جراحات ايشان باشد از ميان ما حكم كن در اين باب . خداى تعالى اين آيت ( 13 ) فرستاد الى قوله : * ( وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّه فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ) * 1 » .
و قوله : * ( سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ ) * ، ابو حاتم گفت لام در اين جا لام كى است و المعنى انّهم يسمعون لكى يكذبوا و يسمعون لاجل قوم لم يأتوك مىشنوند براى آن ( 15 ) تا نقل كنند با گروهى كه حاضر نباشند .
* ( يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِه ) * ، كلم جمع كلمه باشد عند الخليل ، و سيبويه گفت اسمى باشد جمع را و جمع كلمه نبود براى آن كه حروف جمع باشد ( 16 ) تا از واحد بيشتر باشد به عدد و كذلك تمر و تمره آنچه از اين باب باشد و كذلك قال فى ركب و شرب انّه ليس بجمع الرّاكب و الشارب ( 17 ) و انّما هو اسم صيغ للجمع و اين
هامش
( 1 ) . لت : چنين خواندم .
( 2 ) . لت : مىدهم .
( 3 ) . لت تو .
( 4 ) . اساس ، وز ، مر ، مت : خداى ، با توجه آج تصحيح شد .
( 5 ) . لت : درو فتادند .
( 6 ) . آج ، لب : دشنام دادن گرفتن .
( 7 ) . آج ، لب ، مر : مايند .
( 8 ) . لت در قصاص .
( 9 ) . آج ، لب ، مر ، لت : كسى .
( 10 ، 11 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 12 ) . وز : به نيمهء ، آج ، لب ، مر ، لت : بر نيمهء .
( 13 ) . لت : آيات .
( 14 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 45 .
( 15 ) . مر كه .
( 16 ) . وز : بايد كرد ، آج ، لب ، مر ، لت : بايد .
( 17 ) . اساس : شارب ، با توجّه به مر تصحيح شد .