اى يوقّر فى المجلس ، و فراء گفت اصل كلمه از عزر است و آن منع و رد باشد و منه التّعزير التّأديب لأنّه يتأدّب به و يمتنع ممّا يمنع عنه به . * ( وَأَقْرَضْتُمُ اللَّه قَرْضاً ) * و قرضى نيكو يعنى مال به صدقه دهيد و بر خداى تعالى قرض كند » اميد آن را كه به از آن به ( 2 ) او دهد و اصل قرض قطع بود قوله : * ( قَرْضاً حَسَناً ) * ، در او چند قول گفتند : يكى آن كه بطيبت نفس بدلخوشى دهد آنچه دهد قول ديگر آن كه منّت ننهد و ايذا نكند كما قال تعالى : ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَلا أَذىً ( 3 ) ، و گفتهاند از حلال نفقه كند دون حرام و قرض گفت در مصدر اقرض و اقراض نگفت كقوله تعالى وَاللَّه أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأَرْضِ نَباتاً ( 4 ) ، و كما قال امرء القيس :
و رضت فذلَّت صعبة اىّ اذلال
و قوله : * ( لأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ ) * ، اين لام جواب قسم مضمر است مكفّر كنم سيّئات شما را يعنى اين افعال سبب كفّارهء گناهان شما كنم و تحقيق آن باشد كه حق تعالى گفت چون ايشان ( 5 ) به اين افعال و طاعات قيام كنند ( 6 ) من گناهان ايشان بيامرزم به فضل و رحمت [ خود ] ( 7 ) و اصل تكفير تغطيه و پوشش باشد و الكفر ( 8 ) السّتر قال لبيد :
« فى ليلة كفر النّجوم غمامها »
و ايشان را به بهشتهايى برم كه در زير آن يعنى در زير درختان جويها مىرود * ( فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ ) * ، هر كه پس ازين كافر شود از شما و * ( ذلِكَ ) * ، اشارت است به ميثاق * ( فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ) * ، او راه راست گم كرده باشد .
قوله : * ( فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ ) * ، حق تعالى به اين آيت رسول را - عليه السّلام - تسليت داد ( 9 ) گفت اگر جهودان عصر ( 10 ) تو عهد و پيمان تو بشكافتند ( 11 ) جهودان روزگار موسى هم ( 12 ) اين ( 13 ) كردند من ايشان را لعنت كردم و از رحمت خود دور كردم به ( 14 ) اينان
هامش
( 1 ) . مر : كنيد .
( 2 ) . وز ، تب ، آج ، لب : با .
( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 262 .
( 4 ) . سورهء نوح ( 71 ) آيهء 17 .
( 5 ) . آج ، لب : ندارد .
( 6 ) . مر : نمايند .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 8 ) . لت و .
( 9 ) . مر و .
( 10 ) . لت : عهد .
( 11 ) . لت : بشكافند .
( 12 ) . مر : نيز .
( 13 ) . مر : همين .
( 14 ) . لت : با .