منى غسل بايد كردن و از بول و غايط نبايد كردن و اين پليدتر است از آن ؟ رسول عليه السّلام - گفت : براى آن كه چون آدم - عليه السّلام - از درخت ( 1 ) بخورد آن در عروق و عصب او آب منى گشت . چون آدمى مجامعت كند اين آب از بن هر مويى از آن نزول كند خداى تعالى اين غسل بر او واجب كرد تا طهارت و كفّارت او ( 2 ) باشد از معاصى و شكر آن باشد كه خداى تعالى از ( 3 ) نعمت بر او كرده است به اصابت آن لذّت كه به او رسد ( 4 ) عند انزال آن آب .
گفتند : راست گفتى اكنون خبر ده ما را از ثواب آن كس كه او غسل جنابت كند . گفت : مؤمن چون نيّت كند كه غسل جنابت كند خداى تعالى براى او در بهشت كوشكى بنا كند .
و هيچ بنده و پرستارى نباشد كه او قيام كند به غسل جنابت و الَّا ( 5 ) خداى تعالى با فرشتگان ( 6 ) مباهات كند گويد : فرشتگان من به بنده و پرستار من نگرى ( 7 ) كه به غسل جنابت قيام كرده است براى فرمان ( 8 ) و از سر اعتقادش كه من خداوند اويم .
گواه باشيد كه من بيامرزيدم او را به هر موى كه بر اندام او است و بر سر او . هزار حسنتش ( 9 ) بنوشتم و هزار سيّئتش 1 » بستردم و هزار درجهيش ( 11 ) به رفيع كردم ( 12 ) . آن احبار چون اين بشنيدند گفتند : اشهد ان لا إله الَّا اللَّه و انّك رسول اللَّه .
و انس مالك روايت كند كه : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت : مبالغت كن در غسل جنابت كه :
تحت كلّ شعرة جنابة ،
كه در زير هر مويى جنابتى هست .
گفتم : يا رسول اللَّه ! چگونه مبالغت كنم ؟ گفت :
روّ اصول شعرك ،
سيراب بكن بنهاى موى را و ظاهر اندامت پاك كن ، تا چون از غسلگاه بيرون آيى از گناه بيرون آمده باشى .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، مر ، لت گندم .
( 2 ) . مر : آن .
( 3 ) . آج ، لب ، لت : آن ، مر : اين .
( 4 ) . اساس و مت : رسند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . مر : كه .
( 6 ) . لت : فرشتهها .
( 7 ) . تب ، لت : نگريد ، مر : نظر كنيد .
( 8 ) . مر ، لت من .
( 9 ) . مر ، لت : حسنهاش .
( 10 ) . مر ، لت : سيئهاش .
( 11 ) . تب : درجتش ، لب ، لت : درجهاش ، مر : درجاتش .
( 12 ) . آج : ترفيع كردم ، برفع كردم ، مر : بلند كردم ، لت : برداشتم .