فرود آرد هر گناهى كه به روى كرده باشد به آب از روى او فرود آيد . چون آب به دستها فرود آرد هر گناهى كه به دست كرده باشد با آب به سر انگشتانش فرود آيد .
چون مسح بر سر دهد گناهان ( 1 ) به اطراف موى او بشود . چون مسح بر پاى دهد گناهان كه به پاى به آن سعى كرده باشد از او فرو شود چون بيايد و به آن وضو ( 2 ) نماز كند و حمد و ثناى خدا كند ( 3 ) و دل فارغ كند خداى را جلّ جلاله . و الَّا از گناهان بيرون آيد چنانچه ( 4 ) از مادر آن ساعت زاده .
انس مالك گفت : هشت ساله بودم كه خدمت رسول - عليه السّلام - كردم ، اول چيز ( 5 ) كه مرا آموخت وضوى نماز بود ( 6 ) . گفت :
احسن وضؤك لصلاتك يحبّك ( 7 ) حفظتك و يزد في عمرك .
گفت : وضو نكو ( 8 ) كن تا نگاهبانت از فرشتگان دوست دارند و در عمرت بيفزايد ( 9 ) . رسول - عليه السّلام - گفت :
امّتى الغرّا المحجّلون يوم القيامة من آثار الوضوء ،
گفت : امّت من روز قيامت اغرّ محجّل باشند از آثار وضوى نماز ، يعنى نور از روى ايشان و دست و پاى ايشان مىتابد ، بر سبيل تشبيه به اسپ اغرّ محجّل كه روى سپيد دارد و دست و پاى ايشان مىتابد ( 10 ) .
عبد الرّحمن بن سمرة الانصارىّ گفت : يك روز رسول - عليه السّلام - در مسجد آمد و گفت : من دوش خوابى عجب ديدم ، مردى را ديدم از امّت من كه درهاى عذاب گور بر او گشاده بودند ، وضو و طهارت نماز او بيامد و او را از آن برهانيد .
و امّا غسل جنابت ، او ( 11 ) سرّى است از اسرار مسلمانى كه امتحان مؤمن بدان كنند و تميز ( 12 ) مؤمن از منافق به آن باشد .
أبو ذرّ غفارى روايت كند از امير المؤمنين ( 13 ) - عليه السّلام - كه او گفت : جماعتى از احبار جهودان بنزديك رسول ( 14 ) آمدند و گفتند : يا محمّد خبر ده ما را تا چرا از آب
هامش
( 1 ) . مر گناهانى كه به سر كرده .
( 2 ) . لت : وضوء .
( 3 ) . لت : بگويد .
( 4 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : چنان كه
( 5 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : چيزى .
( 6 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت و .
( 7 ) . آج : تحبّك .
( 8 ) . تب : نيكو .
( 9 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت و .
( 10 ) . مر ، لت : و دست و پاى هم .
( 11 ) . مر : آن .
( 12 ) . تب ، آج ، لت : تمييز .
( 13 ) . مر على .
( 14 ) . لت : محمد .