مفرد آورد ، الا ترى الى قول الشّاعر :
وعدنا الصّالحين لهم جزاء
و جنّات و عينا سلسبيلا
و « جنّات » و « عين ( 1 ) » را نصب كرد بر موضع جزا به اضمار أنّ ( 2 ) و تقدير آيت اين است كه : انّ لهم مغفرة و اجرا عظيما . خداى تعالى براى ترغيب مكلَّفان بر طاعت ايشان را وعدهء آمرزش و ثواب مىدهد ( 3 ) تا داعى ( 4 ) ايشان قوى بود به فعل طاعت و اجتناب معصيت . و وجهى دگر در تقدير آيت آن است كه موعود به را محذوف گويند ، و التقدير : وعد اللَّه الَّذين آمنوا و عملوا الصالحات الجنّة .
آنگه كلامى مستأنف از سر گرفت و گفت : * ( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ ) * و اين جملهاى باشد از مبتدا و خبر و مراد به « اجر » ثواب است بلا خلاف ، براى آن كه اجر مزد بود و مزد عقيب ( 5 ) عمل بود ( 6 ) ، چون عمل كه در آيت است ايمان است و عمل صالح اجر و مزد آن لا محال ثواب باشد . و اصل مغفرت ستر باشد چنان كه گفتيم پيش از اين .
آنگه در برابر آن چون ذكر ثواب مطيعان ( 7 ) كرد بيان عقاب كافران و عاصيان بگفت ( 8 ) تا به طرفى ( 9 ) التّرغيب و التّرهيب و الخير و الشّرّ ، مكلَّفان را تحريض كرده باشد .
گفت : * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ ) * ، گفت :
آنان كه كافر شوند و آيات من به دروغ دارند ايشان اهل دوزخ باشند . و جحيم فعيل باشد بمعنى فاعل ، من جحمت النّار ، و در قرآن نامى است از نامهاى دوزخ علم با آن كه لام در او شده است كالنّجم للثّريّا .
* ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّه عَلَيْكُمْ ) * ، آنگه تذكر ذكر نعمتها كرد و از دفع اذيّت و بليّت دشمنان از ايشان گفت : ياد كنيد و نعمتهاى من بر شما چون هم ( 10 ) كردند قومى كه دست به شما دراز كنند و قصد كشتن و هلاك شما كنند .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، مر ، لت : عينا .
( 2 ) . وز : آن .
( 3 ) . لت : داد .
( 4 ) . مر : داعيهء .
( 5 ) . آج ، لب : عقب .
( 6 ) . لت : باشد .
( 7 ) . مر را .
( 8 ) . تب ، آج ، لب ، مر : بگفت ، لت : گفت .
( 9 ) . آج ، لب ، مر : بطريقى .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : همة .