چون صيّاد به سگ معلَّم جهود يا ترسا باشد آن صيد حلال نباشد براى آن كه تسميه شرط است و او ( 1 ) نام خداى نبرد ( 2 ) بر حقيقت . و جملهء فقها گفتند : حلال باشد و اگر گبر باشد يا بت پرست باتّفاق حلال نباشد . و اگر صيّاد را پدر و ( 3 ) مادر گبريا بت پرست نباشد باتّفاق حلال باشد و اگر صيّاد را پدر يا ( 4 ) مادر گبريا بتپرست باشد ، بنزديك ما هم حلال نباشد . [ 367 - ر ] و ابو حنيفه هم اين ( 5 ) گفت . و شافعى گفت : اگر پدر گبر باشد نشايد صيد او خوردن ( 6 ) . و اگر مادر ( 7 ) گبر باشد على قولين .
* ( تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّه ) * ، بعضى مفسّران گفتند : « من » به معنى كاف تشبيه است . اى كما علَّمكم اللَّه و اين از كلام عرب معروف نيست . و « من » به معنى كاف تشبيه نيامد و حمل كردن او بر ظاهر اوليتر باشد . و « من » تبعيض راست اى بعض ما علَّمكم اللَّه . * ( فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ ) * ، صورت امر دارد و معنى اباحت است ، كقوله : * ( وَإِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا ) * ( 8 ) ، و در اين آيت دليل است بر آن كه آنچه سگ از او بخورد روا نباشد براى آن كه چون معتاد باشد خوردن آن را ، امساك براى خود كرده باشد نه براى شما .
و شافعى در قديم گفت : اگر خوردن او صيد را عقيب قتل باشد حلال بود . و در جديد بر دو قول گفتند ( 9 ) . يكى آن كه حلال [ باشد و اين مذهب مالك است و عبد اللَّه عمر و سعد ابو وقّاص و سلمان الفارسىّ و قولى ديگر آن كه حلال ] ( 10 ) نباشد و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و حسن بصرى و شعبى و نخعى . و آنچه پيش از آن صيد كرده ( 11 ) و نخورده حلال باشد ، قولا واحدا .
و ابو حنيفه و اصحابش گفتند : اين كه از او چيزى بخورده باشد ( 12 ) حلال نبود
هامش
( 1 ) . مر : ايشان .
( 2 ) . مر : نبرند .
( 3 ) . وز ، تب ، مر ، لت : يا .
( 4 ) . وز : و .
( 5 ) . مر : همچنين .
( 6 ) . وز ، تب ، آج ، لب : نشايد خوردن صيد او .
( 7 ) . وز و پدر .
( 8 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 2 .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز مت : گفت .
( 10 ) . اساس ، وز ، تب ، لب و مت : افتادگى دارد با توجه به آج و سياق عبارت افزوده شد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز مت باشد .
( 12 ) . اساس ، وز ، مت ، آج ، لب : نخورده باشد . با توجّه به تب و معنى عبارت تصحيح شد .