تو در همسايگى من و احوال تو اين جا رسيده و من بىخبر و تو هرگز نگفتى . آنگه مرد را سوگند داد ( 1 ) كه از سراى بيرون نشود و تا آنچه داشت از مال و ملك با او مقاسمت كرد ( 2 ) و ببخشيد ( 3 ) . چون فرمان يافت او را در خواب ديدند . گفتند ( 4 ) : ما فعل اللَّه بك خداى با تو چه كرد ؟ گفت : رحمني بمواساة الجار ، بر من رحمت كرد به آن مواسات كه با همسايه كردم . و اين حكايت اگر چه لايق ( 5 ) نيست ، براى آن آوردم تا بدانى كه پرده بر احوال خود پوشيدن و حاجت عرض ناكردن اوليتر باشد كه ربّما مقصود از آن بهتر بر آيد كه از سؤال و تعرّض .
* ( فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ، كه خداى آمرزنده است و بخشايندهء آمرزنده است گناه گذشته را و بخشاينده است بر بندگان ، بر ايشان تضييق و تشديد ( 6 ) نكند و در حال ضرورت تكليف ايشان بر حدّ آن نكند كه در حال اختيار . پس چون تشديد تكليف از كرم روا ندارد تكليف مالا يطاق از عدل كى روا بدارد ؟
* ( يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ ) * ( 7 ) ، مىپرسند از تو كه چيست كه ايشان را حلال بكردهاند ؟ « ما » استفهامى است و محلّ او از اعراب رفع است و التّقدير اىّ شىء احلّ لهم - گفت : اصحاب تو را مىپرسند چون ذكر اين محارم مىشنوند كه از مطاعم و انواع طعام چيست كه ايشان را حلال است ؟ * ( قُلْ ) * ، بگو اى محمّد و جواب ايشان بازده كه : * ( أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ ) * بر شما حلال كردهاند از ذبايح آنچه حلال و پاك است و مراد به طيّبات محلَّلات است براى آن كه خداى تعالى هر كجا ذكر حلال كرد آن را وصف كرد به طيّب نحو قوله : وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّه حَلالًا طَيِّباً ( 8 ) ، و « طيّب » را تفسير به پاكيزه كرد و اين اختيار جبّائى و طبرى است .
و بعضى دگر ( 9 ) گفتند : مراد به طيّبات طعامهاى لذيذ است و « طيب » ( 10 ) را تفسير
هامش
( 1 ) . مر و خورد .
( 2 ) . مر : مواساة .
( 3 ) . مر و يك نصيب به او داد .
( 4 ) . اساس ، وز ، آج ، لب ، مت : گفت ، با توجّه به مفهوم عبارت و مر و لت تصحيح شد .
( 5 ) . مر اين جا .
( 6 ) . مر تكليف مالا يطاق .
( 7 ) . مر گفت اصحاب .
( 8 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 88 .
( 9 ) . مر : ديگر .
( 10 ) . آج ، لب ، طيّب ( با تشديد ) ، مر : طيّبات .