نوح را به دوم ( 1 ) پيغمبر ما كرد در قرآن ( 2 ) در دو جايگاه : يكى در اين آيت و يكى فى قوله : وَإِذْ أَخَذْنا [ مِنَ النَّبِيِّينَ ] ( 3 ) مِيثاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ ( 4 ) .
اگر گويند نوح را چه تخصيص است و دگر پيغامبران هستند كه ازو فاضلتراند ؟
گوييم : براى آن كه او ابو البشر بود از پس آدم - عليه السّلام - ، كه در عهد او همه عالم خراب شد و همه آدميان هلاك شدند و همه جانوران جز آنان كه در كشتى بودند .
دگر آن كه او اوّل پيغامبر ( 5 ) بود كه صاحب شرع بود . و گفتهاند براى آن كه او اوّل كس بود كه خداى تعالى خلقان ( 6 ) را به دعاى او هلاك كرد و گفتهاند براى آن كه شيخ الانبياء بود و دراز عمرتر ( 7 ) ايشان بود و خداى تعالى معجزهء او در تن او پيدا كرد كه او را دو هزار ( 8 ) پانصد سال عمر بود كه دندانى نيوفتاد ( 9 ) او را و مويش سپيد ( 10 ) نشد و قوّتش ناقص نشد ( 11 ) .
و در خبر هست ( 12 ) كه چون به در مرگ رسيد ملك الموت او را گفت : يا شيخ الانبياء كيف وجدت الدّنيا ؟ فقال كبيت له بابان دخلت باحدهما و خرجت من الاخر . گفت : چون خانهاى كه دو در دارد به يك در در آمدم و به يك در مىروم . و گفتهاند براى آن كه هيچ پيغمبر ( 13 ) در دعوت قوم آن مبالغه و مقاسات نكرد از كافران ( 14 ) ، و آن رنج كه او كشيد كس نكشيد . چنان كه حق تعالى فرمود فى قوله ( 15 ) . رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهاراً ( 16 ) - الايات . او دعوت مىكردى ( 17 ) به شب و روز به سرّ و
هامش
( 1 ) . وز : نوح را دوم .
( 2 ) . اساس : قرآنى ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . اساس ، تب ، وز ، آج ، لب ، مت : ندارد ، با توجّه به مر و قرآن مجيد افزوده شد .
( 4 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 7 .
( 5 ) . آج ، لب ، مر : پيغمبران .
( 6 ) . مر : خلق .
( 7 ) . آج ، لب : درازتر از عمر .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 9 ) . وز ، آج ، مر ، لت : نيفتاد .
( 10 ) . آج ، لب ، مر : سفيد .
( 11 ) . مت : قوّتش نشد ، مر : قوتش با كم نشد ، لت : قوتش ناقص نگشت .
( 12 ) . آج ، لب ، مر : است .
( 13 ) . تب ، وز : پيغامبر .
( 14 ) . لت : ندارد .
( 15 ) . تب : ندارد .
( 16 ) . سورهء نوح ( 71 ) آيهء 5 .
( 17 ) . آج ، لب ، مر ، لت : مىكرد .