كه راسخون و مؤمنون و آنچه تبع اوست ، ايشان آنانند كه ما ايشان را مزدى ( 1 ) عظيم بدهيم .
حق تعالى گفت من تو را مالى دادم از آن مال زكات بده و آن ده دانك و نيم باشد ، مال مال من است و تو بندهء منى كه : العبد لا يملك شيئا و ان ملك على اصلنا من از آنچه به تو دادم براى تو بعضى باز مىخواهم تا براى تو در خزانهء رحمت ذخيره ( 2 ) كنم تا در دست تو تباه نشود كه : ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَما عِنْدَ اللَّه باقٍ ( 3 ) ، تا وقت آن كه درماندهتر ( 4 ) باشى با تو دهم در روز فقر و فاقتت . آنگه هم آن يا ( 5 ) هم چند آن با تو بدهم يكى را ده و يكى را صد و يكى را هفصد با تو بدهم تمام كرده پرورده . و گفتهاند آيت در عبد اللَّه سلام آمد و ابن يامين و ابن صوريا و اسد و اسيد و ثعلبه و جز ايشان از علماى جهودان كه به رسول - عليه السّلام - ( 6 ) ايمان آوردند .
قوله : * ( إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ) * ، آيت خطاب است با رسول [ 356 - پ ] ما خداى تعالى گفت : يا محمّد ما به تو وحى كرديم چنان كه به دگر پيغمبران . و وحى خداى تعالى بر پيغمبران ارسال كلامى باشد به ايشان بر دست فرشته يا بر لوحى نوشته . چنان كه در حقّ موسى - عليه السّلام - فرمود كه : وَكَتَبْنا لَه فِي الأَلْواحِ ( 7 ) ، تا بىواسطه چنان كه با موسى - عليه السّلام - و رسول ما - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت .
عبد اللَّه عبّاس گفت و جماعتى مفسّران كه سبب نزول اين آيت آن بود كه چون خداى تعالى اين آيات كه پيش از اين است . من قوله : يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ ( 8 ) تا به آخر آيات ، بفرستاد رسول - عليه السّلام - بر جهودان خواند . ايشان را خشم آمد ، گفتند : ما أَنْزَلَ اللَّه عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ ( 9 ) ، خداى بر هيچ آدمى كتابى نفرستاد . خداى ردّ بر ايشان اين آيت فرستاد و گفت ما به تو وحى همچنان ( 10 ) كرديم كه به نوح و دگر پيغمبران كه از پس او بودند . خداى تعالى
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، مر ، لت : مزد ، مت : مژدى .
( 2 ) . مر تو .
( 3 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 96 .
( 4 ) . آج ، لب : درمانده تو .
( 5 ) . وز ، لت : با .
( 6 ) . مر آمدند .
( 7 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 145 .
( 8 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 153 .
( 9 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 91 .
( 10 ) . وز : چنان .