[ 342 - پ ]
و كيست نكوتر به دين از آن كه بسپارد رويش خداى را ( 1 ) و او نكوكار بود و پسر وى كند دين ابراهيم را در مسلمانى و گرفت خداى ابراهيم را دوست .
و خداى راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ( 2 ) و بوده است خداى به همه چيزى دانا .
و فتوا پرسند ( 3 ) از تو در زنان ، بگو كه خداى فتوا مىكند شما را در ايشان و آنچه مىخوانند بر شما در قرآن در يتيمان زنان آن كه ندهيد ايشان را آنچه نوشتهاند ايشان را و رغبت كنيد ( 4 ) از آن كه به زنى كنيد ( 5 ) ايشان را و ضعيفان از كودكان و آن كه برخيزيد براى يتيمان براستان ، و آنچه كنيد از نيكى خداى تعالى به آن دانا بوده است .
و اگر زنى ترسد از شوهر ناساختى يا برگرديدى ( 6 ) نيست بزه بر شما كه ( 7 ) صلح دهيد ( 8 ) ميان ايشان ( 9 ) صلح ، و صلح بهتر است و بحاضر كردند ( 10 ) تنها را بخيلى ، و اگر نيكويى كنيد و بترسيد خداى بوده است به آنچه شما مىكنيد دانا .
و نتوانيد كه
هامش
( 1 ) . تب : رويش براى خداى ، آج ، لب : روى خود را براى خدا .
( 2 ) . اساس ، مت : زمينهاست ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها و معنى كلام تصحيح شد .
( 3 ) . وز ، تب : مىپرسند .
( 5 - 4 ) . در اساس كنند ، ولى درست « كنيد » مىباشد .
( 6 ) . تب ، لت : برگرديدنى ، آج ، لب : روى بگردانيدنى پس .
( 7 ) . تب ، آج ، لب ، لت : بر ايشان كه .
( 8 ) . تب : صلح دهند ، آج ، لب : صلح كنند .
( 9 ) . آج ، لب : يكديگر .
( 10 ) . وز : و لجامه كردند ، مت : محاضر كردند ، آج ، لب : و حاضر كرده شده است .