الرّواة الدّعاة ، راويان اخبار و داعيان با دين خداى كه مسلمانان را فرمودند كه :
طاعت ايشان داريد ( 1 ) ، و اين صفت امامان باشد . و از بعضى صحابهء رسول روايت است كه او گفت : [ آيت ] ( 2 ) در اوّلينان ماست نه در آخرينان .
عمران بن حصين روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه او گفت :
خير الناس قرني ثم الذين يلونهم
، گفت : بهترين مردمان مردمان عهد منند ، پس آنان كه از پس ايشانند ، پس آنان كه از پس ايشانند ، پس از آن قومى آيند :
يتسمنون يحبون السمن
، كه تن پرورند و خويشتن فربه كنند ، و همّت ايشان در اين باشد ، پيش از آن كه از ايشان پرسند و خواهند گواهى دهند .
و ابو سعيد خدرىّ روايت كرد كه رسول - عليه السّلام گفت :
طوبى لمن راني ، و لمن راى من راني ، و لمن راى من راى من راني
، گفت : خنك ( 3 ) آن را كه مرا ديد ، يا آن را ديد كه مرا ديد ( 4 ) ، يا آن را ديد كه آن را ديد ( 5 ) كه مرا ديد .
هم او روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام گفت :
لا تسبّوا اصحابي ،
اصحاب مرا دشنام مدهيد ، كه به آن خداى كه جان من به امر اوست كه اگر يكى از شما [ 252 - پ ] چندان كه وزن كوه احد است زر ( 6 ) خرج كند ، آن درنيابد از درج ( 7 ) كه ايشان و نه نيمهء آن ( 8 ) . بعضى دگر گفتند : مراد جملهء امّت محمّداند ، و آيت عام است در همهء امّت .
و
قال عليه السّلام : احفظوني في أصحابي فانّهم خيار امّتي ،
گفت : مرا نگاه داريد ( 9 ) در ( 10 ) ياران من كه ايشان بهينهء ( 11 ) امّت منند .
و در اخبار و تفاسير اهل البيت - عليهم السّلام - چنان است كه ( 12 ) : آيت خاصّ
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق : دارى / داريد .
( 2 ) . اساس ، وز : ندارد ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . مب ، مر : خوشا .
( 4 ) . مب ، مر : ديده باشد .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر ، عبارت : « كه آن را ديد » مرا ندارد .
( 6 ) . مب ، مر سرخ .
( 7 ) . دب ، مب ، مر : درجه .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ايشان .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق : دارى / داريد .
( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر ميان اصحاب و .
( 11 ) . مب ، مر : بهترين .
( 12 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب اين .