* ( وَلا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ ) * ، ابن كثير به تشديد « تا » خواند در اين لفظ و در اخوات او در همه قرآن ، و آن سى و يك جايگاه است ، « تا » محذو [ ف باز ] ( 1 ) آورد ، آنگه ادغام كرد براى آن كه در اصل « و لا تتيمّموا » بوده است به دو « تا » ، يكى « تا » ى خطاب و يكى « تا » ى تفعل .
و عبد اللَّه مسعود خواند : و لا تأمّموا ، من الأم و هو القصد ، و عبد اللَّه عبّاس خواند :
« و لا تيمّموا » به ضمّ « تا » و كسر « ميم » اوّل من التّفعيل ، يعنى ( 2 ) لا توجّهوا ( 3 ) ، پليد و حرام را روزى مسازى . و باقى قرّاء خواندند : « و لا تيمّموا » اى لا تقصدوا ، يقال :
يمّمت فلانا و امّمته و تيمّمته اذا قصدته ، قال ميمون بن قيس الاعشى ( 4 ) :
تيمّمت قيسا و كم دونه
من الأرض من مهمه ذي شزن
براء بن عازب ( 5 ) گفت : آيت در ( 6 ) جماعت ( 7 ) انصاريان آمد كه چون مردمان خرما صدقه آوردندى ( 8 ) بر خوشههاى ايشان خوشهها حشف و خرماى بد در آن ميانه ( 9 ) بياوردندى و بنهادندى ، و رسول - عليه السلام - فرموده بود تا رسنى بسته بودند در ميان دو اسطوانه ، آن خوشهها از آن جا بياويختندى [ 361 - پ ] . چون درويشان بيامدندى از آن جا بخوردندى ، چون خيانت در آن ( 10 ) آوردند و خرماى بد در ميان تعبيه كردند ( 11 ) ، خداى تعالى اين آيت فرستاد ، گفت : قصد آن مكنى كه از ( 12 ) پليد و بد و نفايت نفقه كنى در ره خداى .
عبد اللَّه عبّاس گفت در اين آيت كه ، رسول - عليه السلام - گفت صحابه را :
ان لله في اموالكم حقا
، خداى تعالى را در مالهاى شما حقّى هست چون مال شما به حدّ آن حق رسد - يعنى به نصاب - زكات بدهى و رها مكنى . پس ايشان ( 13 ) بيامدندى و
هامش
( 1 ) . اساس : كلمه در حاشيه زير وصّالى رفته است ، از مج افزوده شد .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اعنى .
( 3 ) . همه نسخه بدلها بجز دب يعنى .
( 4 ) . تب : ميمون بن الاعشى القيسى ، مج ، وز : ميمون بن قيسى الاعشى . تب شعر .
( 5 ) . اساس : براء بن عازم ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . تب حقّ .
( 7 ) . تب ، مج ، دب : جماعتى .
( 8 ) . دب : بياوردندى .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مر : بد در ميان .
( 10 ) . تب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : در ميان .
( 11 ) . فق : كردندى .
( 12 ) . تب ، مج ، وز ، آج ، لب ، مب ، مر : آن .
( 13 ) . اساس كه در اين كلمه نو نويس است : پس صحابه ، با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .