* ( وَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ) * ، و بنايد كه مرگ به شما آيد الَّا و شما مسلمان باشيد ( 1 ) . به ظاهر نهى است از مرگ ، و به معنى امر است به استقامت بر اسلام و ايمان ، چنان كه يكى از ما گويد : لا اراك الَّا قائما ، نبايد كه من تو را بينم الَّا ايستاده ، به ظاهر نهى است خود را از رؤيت ، و به معنى امر است او را به قيام و استدامت آن .
* ( وَأَنْتُمْ ) * ، « واو » حال راست ، و از حقّ از آن است كه از پس او مبتدا و خبر آيد در محلّ نصب بر حال يا فعل و فاعل هم در اين محلّ .
گفتهاند : مراد به مسلمان ( 2 ) اين جا مؤمن است ، و گفتهاند : مخلص است . و گفتند ( 3 ) : مفوّضين اموركم الى اللَّه ، كارهاى خود با خداى افگنده . فضيل گفت :
محسنون الظَّنّ باللَّه ، گمان نيكو برند به خداى .
مجاهد روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه ، رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت :
يا ايّها الَّذين امنوا اتّقوا اللَّه حقّ تقاته و لا تموتنّ الَّا و انتم مسلمون ، فلو انّ قطرة من الزّقّوم قطرت في الارض لأمرّت على اهل الارض معيشتهم فكيف به من هو طعامه ،
گفت : اى مؤمنان از خداى بترسيد حقّ ترسيدنش ، و نبايد كه مرگ به شما آيد [ 446 - ر ] الَّا و شما مؤمن مخلص باشيد كه اگر قطره اى زقوم ( 4 ) دوزخ بر زمين چكد ، زندگانى بر اهل دنيا تلخ شود ( 5 ) ، چگونه بود حال آن كس كه همه طعامش از آن باشد .
انس مالك روايت كند كه : هيچ بنده نباشد كه از خداى بترسد حقّ ترسيدنش ، و الَّا زبان نگه دارد .
* ( وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه جَمِيعاً ) * ، حق تعالى گفت : بندگان من ! دست در رسن من زنيد ( 6 ) . و « حبل » كنايت باشد از دين و عهد و امان و مودّت ( 7 ) و خويش و قرابت ، و اصل او سبب باشد كه به او به چيزى رسند ، چنان كه به رسن به آب رسند . آنچه مرد آن را وصله و سبب سازد كه به او به كارى رسد آن را حبل گويند بر سبيل تشبيه و
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : باشى / باشيد .
( 2 ) . دب ، مب ، مر : مسلمانان .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفتهاند .
( 4 ) . مب : از زقوم .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر پس .
( 6 ) . آج ، لب ، فق : زنى / زنيد .
( 7 ) . مج : از اين جا به ظاهر افتادگى دارد ، لكن دنباله مطلب در دو صفحه بعد قرار گرفته يعنى برگ [ 448 - پ ] .