الحوض ،
گفت : من مىروم و در ميان شما دو خليفه رها مىكنم ، يكى از يكى مهتر ( 1 ) . اگر پى ايشان گيرى گمراه نشوى ( 2 ) : يكى كتاب خداست رسنى از آسمان به زمين فرو گذاشته ، و يكى عترت و اهل البيت من ، و خداى لطيف خبير مرا خبر داد كه : ايشان از يكديگر جدا نشوند تا بر كتاب حوض با پيش من آيند .
مقاتل بن حيّان گفت : بحبل اللَّه ، اى بأمر اللَّه و طاعته ، به فرمان و طاعت خدا .
ابو العاليه گفت : باخلاص توحيد اللَّه . ابن زيد گفت : بالإسلام .
* ( وَلا تَفَرَّقُوا ) * ، و پراگنده مشويد چنان كه جهودان و ترسايان . زيد الرّقاشىّ روايت كند از انس مالك كه رسول - عليه السلام - گفت : بنى اسرايل بر هفتاد و يك فرقه شدند ( 3 ) ، و امّت من بر هفتاد و دو ( 4 ) فرقه شوند ، همه به دوزخ شوند مگر يكى از ايشان .
گفتند : يا رسول اللَّه ! آن يكى كدام است ؟ دست فراهم گرفت و گفت : جماعت ( 5 ) ، آنگه بخواند : * ( وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا ) * .
ابان بن تغلب روايت كند از فضل بن عبد الملك الهمدانى ( 6 ) از زاذان ( 7 ) گفت :
بنزديك امير المؤمنين - عليه السلام - حاضر بودم در مسجد كوفه ، راس الجالوت را كه سر احبار جهودان بود ، و جاثليق را كه امام ترسايان بود پيش او آوردند به مدافعتى عنيف . امير المؤمنين گفت :
ارفقوا بهما ،
مدارا كنيد با ايشان .
آنگه روى به راس الجالوت كرد و گفت :
ويلك يا راس الجالوت ،
دانى تا جهودان از پس موسى بر چند فرقه شدند ؟ گفت : نه ، در كتاب نگرم و بگويم ، گفت :
لعنك اللَّه من رئيس قوم اذا اتوك في حلالهم و حرامهم ، قلت انظر في كتابي و اقول ارايت لو احترق الكتاب او سرق ،
لعنت بر او ( 8 ) باد از رئيس قومى چون با تو رجوع كنند در حلال حرامشان گويى در كتاب نگرم و بگويم ، اگر كتاب سوخته شود يا بدزدند چه خواهى كردن ؟ آنگه با جاثليق نگريد و گفت : ترسايان پس ( 9 ) عيسى بر
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، مب : بهتر .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گيريد گمراه نشويد .
( 3 ) . مر و نصرانى بر هفتاد و دو فرقه شدند .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : هفتاد و سه .
( 5 ) . مر : جماعتى .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : فضيل بن عبد الملك الهمدانى .
( 7 ) . كذا : در مج ، وز ، دب ، ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 8 ) . آج ، مر : بر تو .
( 9 ) . دب : از پس ، آج ، لب ، فق ، مب از ، مر : بعد از .