بر اهل خود جز خير نمىدانم ( 1 ) ، و اين مرد را كه بر او حوالت است بى من در خانه من نرفت .
سعد بن معاذ الانصارى بر پاى خاست ( 2 ) ، و گفت : يا رسول اللَّه ! اگر از ماست كه اوسيم دستور باش ( 3 ) تا من گردنش بزنم ، و اگر از خزرج است همچنين بفرماى تا آن كنيم كه تو فرمايى . سعد عباده را سخت آمد و گفت : نتوانى ، و تو را اين حكم نباشد ، و از ( 4 ) ميان ايشان در اين باب گفت و گوى ( 5 ) رفت ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه حَقَّ تُقاتِه ) * ، اين مؤمنان از خداى بترسيد حقّ ترسيدن .
راوى خبر گويد كه رسول - عليه السلام - گفت :
حقّ تقاته ان يطاع فلا يعصى و ان يذكر فلا ينسى و ان يشكر فلا يكفر ،
حقّ ترسيدن او ( 6 ) آن باشد كه طاعتش كنند بى عصيان ، و ذكرش كنند بى نسيان ، و شكرش كنند بى كفران .
عبد اللَّه عبّاس گفت : آن باشد كه طرفة العينى در او عاصى نشوند . مجاهد گفت : آن باشد كه جهاد كنند در راه او حقّ جهاد ، و ملامت هيچ لايم ( 7 ) دامن او نگيرد ، و حق بگويد و اگر چه بر او باشد و بر پدر و برادر و فرزندان او . زجّاج گفت :
آن باشد كه طاعت او به جاى آرد در آنچه بر او واجب بود ، و سميع و مطيع باشد اوامر او را .
مفسران گفتند : چون اين آيت آمد ، صحابه گفتند : يا رسول اللَّه ! و من يقوى على هذا ؟ و كيست كه قوّت و طاقت اين دارد كه حقّ تقوى ( 8 ) به جاى آرد ؟ خداى تعالى ( 9 ) آيت فرستاد : فَاتَّقُوا اللَّه مَا اسْتَطَعْتُمْ ( 10 ) ، و به او ( 11 ) اين آيت منسوخ كرد ، و اين قول معتمد نيست .
هامش
( 1 ) . مب ، مر : نمىخواهم .
( 2 ) . مج ، دب : خواست ، با توجّه به وز تصحيح شد .
( 3 ) . مب : دستور باشد ، مر : دستور بده .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و در .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : گفت و گوى .
( 6 ) . مر : ترسيدن از خداى .
( 7 ) . مر : لايمى .
( 8 ) . مج : يقوى ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . مب ، مر اين .
( 10 ) . سوره تغابن ( 64 ) آيه 16 .
( 11 ) . مج به ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .