نشنيدى . پس حق تعالى خواست تا مكلَّفان در لطف ( 1 ) و فايده قرآن مساوى باشند ، قصّهها و آيتها در قرآن مكرّر كرد تا پيش از جمع به هر جاى ( 2 ) و به هر طرفي برسد - و استقصاى كلام در اين باب كرده شود في سورة الرّحمن و المرسلات - و اين قدر اين جا كفايت است .
حق تعالى خواست تا بيان انكار كند بر جهودان كه گفتند : نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ ( 3 ) . دگر آن ( 4 ) تا مطابق آن بود كه خداى تعالى گفت در آيت كه پيش از اين است كه : من عهد بر پيغامبران گرفتهام كه چون پيغامبرى آيد مصدّق آن را كه به اين پيغامبر باشد به او ايمان آرد ، و بعضى تصديق بعضى كنند ، و باز نمايد كه چنان كه پيغامبران پيشتر ( 5 ) مكلَّفند به ايمان به من ، من هم مكلَّفم به ايمان به ايشان - و اللَّه اعلم بمراده من كلامه .
قوله : * ( وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً ) * ، مفسران گفتند : آيت در شأن دوازده مرد آمد كه اظهار ايمان كرده بودند و منافق بودند ، در باطن مرتد شدند و برگشتند و به مكّه شدند بنزديك كفّار ، از جمله شان ( 6 ) [ 439 - پ ] : الحارث بن سويد الانصارى ( 7 ) ، خداى تعالى اين آيت بفرستاد .
و « ابتغاء » افتعال باشد من البغاء و هو الطَّلب ، جز كه بغى لغيره باشد و ابتغى لنفسه ، چنان كه شوى و اشتوى ( 8 ) و خبز و اختبز ( 9 ) و قصد غيره و اقتصد هو ، و مانند اين .
خداى تعالى گفت : هر كس كه او دينى طلب كند جز اسلام از او قبول نكنند ، براى آن كه دين بنزديك خداى اسلام است لا غير ، كه دگر اديان و ملل را به آن منسوخ كرد ، چنان كه گفت : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ ( 10 ) .
و معنى « قبول عمل ، ضمان ثواب باشد بر او ، براى آن كه واقع باشد به موقع خود ، و بر وجه مأمور به كرده شده باشد . * ( وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ ) * ، و او در
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : در لفظ .
( 2 ) . فق : هر جايى ، مب ، مر : هر جانبى .
( 3 ) . سوره نساء ( 4 ) آيه 150 .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد .
( 5 ) . دب : پيشين .
( 6 ) . مب ، مر : ايشان .
( 7 ) . دب ، مب ، مر بود .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سوى و استوى .
( 9 ) . آج ، لب ، مب ، مر : خير و اختبر .
( 10 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيه 19 .