است ، چنان كه اگر قديم - جلّ جلاله - به جاى ( 1 ) : الم ، ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيه هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ( 2 ) گفتى : الر ( 3 ) هذا القرآن لا شك فيه ( 4 ) بيان للمؤمنين ، در او آن لطف نبودى كه در اين الفاظ هست ، براى آن كه ممكن نيست دعوى كردن كه اين نظمى است ( 5 ) و به فصاحت به حدّ است كه معجز است ، و عرب از مثل اين مقدار عاجزند خصوصا بنزديك اصحاب صرفه ، پس اين باشد كه خداى تعالى دانست كه مكلَّفان را در اعيان اين الفاظ لطفي ( 6 ) باشد كه در الفاظى دگر نباشد و اگر چه متّفق المعنى باشند ( 7 ) ، و بر اين قاعده سؤال از تكرار قرآن منقطع شود .
گروهى دگر گفتند : تكرار نوعى ( 8 ) فصاحت است در جاى خود نه ( 9 ) براى عىّ گوينده باشد ، و اين در كلام عرب بسيار است ، و غرض از اين تأكيد باشد و تقرير كلام با مخاطب ، و در اشعار ايشان از اين بسيار است ، قال الشّاعر :
كم نعمة كانت لكم كم كم و كم
و قال آخر :
نعق الغراب بيين لبنى غدوة
كم كم و كم بفراق لبنى ينعق
و قال آخر :
و كاين و كم عندي لهم من صنيعة
ايادى ثنّوها ( 10 ) على و اوجبوا
و اين جواب فرّاء است .
و وجهى دگر آن است كه : خداى تعالى قرآن به جمله خلايق فرستاد ، و ايشان در آفاق و اقطار زمين پراگنده بودند ، و قرآن مجموع نبود ، هر چند آيت و هر ( 11 ) سورتى به جانبى ( 12 ) فرستاد ، اگر تكرار نبودى در قرآن يكى قصّه موسى شنيدى و يكى قصّه عيسى و يكى قصّه آدم ، و آن كه ( 13 ) آن شنيدى اين نشنيدى ، و آن كه ( 14 ) اين شنيدى آن
هامش
( 1 ) . مب قوله .
( 2 ) . سوره بقره ( 2 ) آيه 1 و 2 .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : الم .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر هذا .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : لفظى است .
( 6 ) . مب ، مر : لفظى .
( 7 ) . مب : باشد .
( 8 ) . دب ، مب ، مر از .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و آن نه .
( 10 ) . دب ، آج ، لب : منوها .
( 11 ) . مب : ندارد .
( 12 ) . دب : به جايى .
( 14 - 13 ) . مب ، مر : و هر كه .