اهل تواريخ گفتند : چون مريم به عيسى بار [ بر ] ( 1 ) گرفت ، او را سيزده سال بود ، و عيسى به بيت لحم زاد به زمين اورى ، شصت [ و ] ( 2 ) پنج سال گذشته از غلبه اسكندر بر زمين بابل ، پنجاه و يك سال گذشته از ملك اشكانيان ، و خداى وحى كرد به او از پس سى سال - بر يك قول - و او را از بيت المقدّس به آسمان برد شب قدر از ماه رمضان .
و در حديث مقتل امير المؤمنين على - عليه السلام - آمد :
و لقد ضربت في اللَّيلة الَّتي قبض فيها يوشع بن نون و قبضت ( 3 ) في اللَّيلة التى عرج فيها بعيسى بن مريم ،
گفت : مرا در شبى ضربت زدند در مثل آن شب يوشع بن نون را وفات آمد و قبض روح من در شبى كردند كه در مثل آن شب عيسى مريم را به آسمان بردند ، و آن شب بيست و يكم بود ، و به يك روايت اين شب [ شب ] ( 4 ) قدر باشد . و چون عيسى را - عليه السلام - به آسمان بردند ، او را سى و سه سال بود . و مدّت نبوّت او سه سال بود بر اين قول ، و مادر از پس [ آن ] ( 5 ) كه او را به آسمان بردند شش سال بماند .
* ( إِذْ قالَ اللَّه يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ ) * ، و ياد كن اى محمّد چون گفت خداى - عزّ و جل - [ اى ] ( 6 ) عيسى من تو را توفّى خواهم كردن .
مفسران خلاف كردند در معنى « توفّى » اين جايگاه . كعب الاحبار ( 7 ) و حسن بصرى و كلبى و ابن جريج و ابن زيد و مطر الورّاق و محمّد بن جعفر بن الزّبير ( 8 ) گفتند ( 9 ) : معنى قبض اوست نه معنى قبض روح و جان برداشتن . و اين قول را حجّت اين آوردند كه گفت : فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي ( 10 ) ، اى قبضتني الى السماء حيّا ، براى آن كه قوم او از پس رفع او به آسمان ترسا شدند نه از پس مرگ او ، و بر اين قول « توفّى » را حمل بايد كردن على احد المعنيين ، اى قابضك الىّ تامّا وافيا لم ينالوا منك شيئا ، من تو را به آسمان بردم و دشمنان از تو چيزى نقصان ناكرده و فرصتى نايافته از آن مكر كه
هامش
( 1 ) . مج ، دب : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . مج : ندارد ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . اساس : قبضته ، با توجّه به دب تصحيح شد .
( 4 ) . مج ، لب ، مب ، مر : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 - 5 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر گفت .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر كه .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد .
( 10 ) . سوره مائده ( 5 ) آيه 17 .