يعنى او اين مىگفت نه بر وجه اعلام خداى ، چه خداى - جلّ جلاله - عالمتر بود به آنچه او بزاد . اين بر قراءت عامّه قرّاء است . فأمّا بر قراءت آن كس كه به ضمّ « تا » خواند على اخبارها من نفسها : * ( وَاللَّه أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ ) * ، جمله كلام زن باشد ، و فصلى نبود ، و اين قراءت ابن عامر است و يعقوب و ابو بكر عن عاصم .
* ( وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنْثى ) * ، و نر چو ( 1 ) ماده نباشد در اين مقصود كه مرا هست از خدمت مسجد براى عورتى و ضعيفى و عذرهايى كه زنان را ( 2 ) باشد . * ( وَإِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ ) * ، و من او را مريم نام نهادم ، و مريم به لغت ايشان عابده و خادمه باشد .
و در خبر هست كه : مريم - عليها السلام - نكوتر زنان روزگار خود بود . و ابو هريره روايت كند از رسول - عليه السلام - كه گفت ( 3 ) :
حسبك من نساء العالمين اربع :
مريم بنت عمران ، و آسية امراة فرعون ، و خديجة بنت خويلد ، و فاطمه بنت محمّد ،
گفت : بس باد تو را از زنان عالم چهار : مريم دختر عمران ، و آسيه زن ( 4 ) فرعون ، و خديجه دختر خويلد ، و فاطمه دختر محمّد - صلوات اللَّه عليه و عليهنّ .
* ( وَإِنِّي أُعِيذُها ) * - يقال : عاذ الرّجل بفلان و اعذته به من كذا اذا اجرته منه : عوذ و عياذ ، پناه با كسى دادن باشد . و اعاذة كسى را به پناه و جوار كسى بردن - او را و فرزند او را به پناه ( 5 ) خداى مىبرم ( 6 ) از شرّ ديو ملعون و الرّجيم و المرجوم ( 7 ) باللَّعنة و الشّهب .
ابو هريرة روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه گفت : هيچ مولود ( 8 ) نباشد و الَّا چون بزايد شيطان دست در او مالد ، و كودك از مسّ شيطان بانگ دارد مگر مريم را و عيسى را به دعاى حنّه مادر مريم . آنگه گفت : اگر شما نيز خواهيد ، براى فرزندان خود بخوانيد : * ( وَإِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ) * .
قتاده گفت : هيچ كودك ( 9 ) نباشد . كه نه شيطان بر او طعنى زند وقت آن كه بزايد ، مگر مريم را و عيسى را كه خداى تعالى حجابى پديد كرد ميان ايشان و شيطان .
هامش
( 1 ) . دب ، فق ، مب : چون .
( 2 ) . مب مى .
( 3 ) . آج ، لب ، فق و .
( 4 ) . اساس : امراة ، با توجّه به وز تصحيح شد .
( 5 ) . آج ، لب : با پناه .
( 6 ) . دب : پناه بر خدا برم .
( 7 ) . اساس : الملعون ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . مب : مولودى .
( 9 ) . وز : كودكى .