كسى مرا دشنام [ مى ] ( 1 ) دهد ، من از او ( 2 ) پنهان مىشوم تا مرا نبيند كه به شرم بر افتد . و صادق - عليه السلام - گفت :
الرّياء مع المؤمن شرك و مع المنافق في داره عبادة ،
[ گفت ] ( 3 ) : ريا كردن با مؤمن شرك است و با منافق در سراى او عبادت ، و شاعر گويد :
و دارهم ما دمت في دارهم
و ارضهم ما كنت في ارضهم
هشام ( 4 ) بن سالم گويد كه : چون صادق - عليه السلام - از دنيا برفت ، من و محمّد بن [ 416 - پ ] ( 5 ) النّعمان صاحب الطَّاق و ابو جعفر الأحول و جماعتى از اصحابان ( 6 ) صادق - عليه السلام - بوديم ، و مردم چنان گمان بردند ( 7 ) كه عبد اللَّه بن جعفر - كه پسر مهترين بود - امام و قايم مقام پدر اوست . مادر نزديك او شديم و او را گفتيم : يابن رسول اللَّه ! اگر مردى دويست درم دارد ( 8 ) بر او زكات آن چند باشد ؟ گفت : پنج درم .
گفتيم ( 9 ) كه ( 10 ) : صد درم دارد ؟ گفت : دو درم ( 11 ) نيم . ما گفتيم ( 12 ) يابن رسول اللَّه ! مرجيان چنين نمىگويند . گفت : من ندانم تا مرجيان چه مىگويند .
از ( 13 ) نزديك او بيرون آمديم آيس ، و دانستيم كه ( 14 ) امام نيست براى قلَّت علم او به شرع ، در گوشه اى بنشستيم و با يكديگر مىگفتيم در سرّ كه : ما كجا رويم و با كى فزع كنيم ؟ الى المرجية ، ام الى المقدريّة ، ام الى الزّيديه ، ام الى المعتزلة .
در اين ميانه پيرى او دور پديد آمد كه ما او را نمىشناختيم ( 15 ) ، اشارت كرد به ابو جعفر الاحول و او را بخواند . ما هيچ شك نكرديم كه از جمله عيون و جواسيس
هامش
( 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . مب : و من مىشنوم و از او .
( 4 ) . همه نسخه بدلها : و هشام .
( 5 ) . نسخه اساس در اين جا پايان مىپذيرد ، از اين به بعد مج به عنوان نسخه اساس با ديگر نسخه بدلها مقابله و مقايسه مىگردد و كاستيها افزوده مىشود ، نيز از اين پس برگ شمارى صفحات بر اساس نسخه مج صورت گرفته است ( برگ 220 - ر از نسخه مج به عنوان 417 - ر اساس شماره گذارى شد ) .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اصحاب .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مىبردند .
( 8 ) . مب ، مر : درم داشته باشد .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، گفتم .
( 10 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اگر .
( 11 ) . دب ، فق ، مب و .
( 12 ) . مب : من گفتم .
( 13 ) . همه نسخه بدلها : ما از .
( 14 ) . همه نسخه بدلها او .
( 15 ) . همه نسخه بدلها و .