كردن على تأويل .
و گفتهاند : * ( تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ ) * بالقناعة و الرّضا ، * ( وَتُذِلُّ مَنْ تَشاءُ ) * بالحرص على حطام الدّنيا . قانع عزيز است و طامع ذليل .
در كلام امير المؤمنين است :
الطَّامع في وثاق الذّل ،
گفت : مرد طامع در بند مذلَّت است ، و هم او گفت ( 1 ) :
اليأس حرّ و الرّجاء عبد ،
[ گفت ] ( 2 ) : نوميدى آزاد است و اميد بنده [ است ] ( 3 ) . و هم او گفت ( 4 ) :
الحرّ عبد ما ( 5 ) طمع و العبد حرّ اذا [ ما ] ( 6 ) قنع ،
[ گفت ] ( 7 ) : آزاد بنده است تا در بند طمع است ، و بنده آزاد است تا در سعت قناعت است - شعر :
دع الحرص على الدّنيا
و في العيش فلا تطمع
و لا تجمع من المال
فلا تدري لمن تجمع
فإنّ الرّزق مقسوم
و سوء الظَّن لا ينفع
فقير كلّ ذي حرص
غنىّ كلّ من يقنع
وهب منبّه گفت : عزّ و توانگرى برون آمدند و در عالم ملك خود جولان كردن گرفتند ( 8 ) ، قناعت از پيش ايشان بر افتاد از پاى در آمدند و بيفتادند .
عيسى مريم - عليهما السلام - اصحابش ( 9 ) را گفت : شما از پادشاهان توانگرترى .
گفتند : چگونه ، كه ايشان ملك دنيا دارند و ما قوت نداريم ؟ گفت : شما هيچ ندارى و آسوده اى ( 10 ) ، و ايشان بهره تمام از دنيا دارند و هيچ آسايش نيست ايشان را . شافعى گويد :
الا يا نفس ان ترضى به قوت
فأنت عزيزة ابدا غنيّة
دعى عنك المطامع و الأمانيّ
فكم امنيّة جلبت منيّة
و لاخر ( 11 ) :
هامش
( 4 - 1 ) . اساس كه نو نويس است : فرمود ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 - 3 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . اساس كه نو نويس است : اذا ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از مج ، وز افزوده شد .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : جولان كردند .
( 9 ) . اساس كه در اين قسمت نو نويس است : اصحاب خود را ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 ) . مج : آسوداه .
( 11 ) . مج : و الاخر .