پادشاه مغرور ! بشنو اين حديث . هارون ( 1 ) سر از هودج بيرون كرد و بهلول را بديد ، گفت : بيار تا چه دارى ( 2 ) ، گفت :
حدّثني فلان عن فلان عن ابن مسعود انّه قال : رايت رسول اللَّه - صلَّى اللَّه عليه و آله - ها هنا ( 3 ) على حمار و لم يكن ضرب و لا طرد .
گفت : رسول خداى را ديدم در اين جاى ( 4 ) بر خرى ( 5 ) نشسته [ و ] ( 6 ) ضرب و طردى ( 7 ) نبود [ كس را ] ( 8 ) نمىزدند و نمىراندند . او را پيش خواند و گفت :
يا بهلول ! عظني ،
مرا پند ( 9 ) ده . گفت :
انّ الَّذي ( 10 ) في يدك كان في يد غيرك ثمّ انتقل اليك و عن قريب ينتقل [ عنك ] ( 11 ) الى غيرك ،
گفت : اين ملك ( 12 ) كه [ تو ] ( 13 ) مىبينى كه ( 14 ) در دست تو است در دست ديگرى بود ، از او به تو انتقال كرد ( 15 ) ، و عن قريب ( 16 ) از تو به ديگرى انتقال كند ( 17 ) .
ابن العميد در آخر عمر به اين بيتها مولع بود :
دخل الدّنيا اناس قبلنا
[ رحلوا عنها ] ( 18 ) و خلَّوها لنا
و دخلناها كما قد دخلوا
و نخلَّيها لقوم بعدنا
بعضى ديگر گفتند مراد ملك امامت است ، چنان كه گفت :
هامش
( 1 ) . مب : هارون الرشيد .
( 2 ) . اساس ، دب ، چه مىگويى ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . مج ، وز : هاهنا .
( 4 ) . اساس كه نو نويس است : جايگه ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . اساس كه نو نويس است : دراز گوشى ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 - 6 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 7 ) . اساس كه نو نويس است با او ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 9 ) . اساس ، دب : پندى ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 ) . فق ، مب ، مر : ان الدنيا ، لب : ان الدينى .
( 11 ) . اساس ، دب : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 12 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ملكى .
( 18 - 13 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 14 ) . اساس : و ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 15 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : انتقال يافت ، مج ، دب : انتقال افتاد .
( 16 ) . اساس كه نو نويس است : و باشد كه ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 17 ) . دب : افتاد ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : افتد .