صدق وعدنا النّصر بعد الحصر ، سپاس خداى را كه ما را پس از حصر وعده نصر داد ( 1 ) .
منافقان گفتند : عجب نيست كار شما ! از خوف خندق ( 2 ) مىكنى و از شهر بيرون نمىتوانى شدن ، و اين چنين تمنّا [ ها ] ( 3 ) ى باطل مىكنى ، خداى تعالى اين ( 4 ) آيت فرستاد كه ( 5 ) : وَإِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّه وَرَسُولُه إِلَّا غُرُوراً ( 6 ) ، و اين آيت فرستاد براى حسم مادّه تعجّب ايشان .
قوله : * ( اللَّهُمَّ ) * نحويان خلاف كردند در اين « ميم » كه در آخر اين كلمت است .
بصريان گفتند : معنى « اللَّهم » ، يا اللَّه است چون حرف ندا از اوّل [ اين ] ( 7 ) كلمه بيفگند ( 8 ) دو حرف در آخر او آورد ( 9 ) ، و آن [ 412 - ر ] « ميم » مشدّد است ، و كوفيان گفتند : تقدير اين است كه : يا اللَّه امّ ( 10 ) ، اى يا اللَّه ( 11 ) امنا بخير ، اى اقصدنا به . و گفتند :
دليل بر آن كه چنين است ، آن است كه عرب جمع مىكند ميان حرف ندا و « ميم » مشدّد ، و اگر بدل او بودى جمع نكردندى بين البدل و المبدل ، قال الشاعر ( 12 ) :
انّي اذا ما حدث المّا
اقول يا اللَّهم يا اللَّهمّا
و انشد الفراء :
و ما عليك ان تقولي كلَّما
سبّحت ( 13 ) او صلَّيت ( 14 ) يا اللَّهمّا
اردد علينا شيخنا مسلَّما
و مذهب بصريان در اين باب درستتر است .
ابو رجاء العطاردىّ گفت : اين « ميم » كه در آخر « اللَّهمّ » است ، جامع است هفتاد نام را كه اوّلش « ميم » است ، چون : ملك و مالك و محيى و مميت و منعم و محسن و مفضل ، پس چنان است كه آن كس كه خداى را با اين نام ( 15 ) بخواند ، به
هامش
( 1 ) . دب : دادى .
( 2 ) . مر : خندقى .
( 7 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 - 4 ) . همه نسخه بدلها : ندارد .
( 6 ) . سوره احزاب ( 33 ) آيه 12 .
( 8 ) . دب : بيفگنند ، مب ، مر : بيفگندند .
( 9 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : در آخر او عوض آورد ، دب : حرف در آخر آورد .
( 10 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مر : كه اللَّهام .
( 11 ) . مج ، آج ، لب ، باللَّه .
( 12 ) . همه نسخه بدلها : و شاعر گفت .
( 13 ) . مج : صبحت ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اصبحت .
( 14 ) . لسان العرب ( 13 / 470 ) : صلَّيت او سبّحت .
( 15 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد .