گفت : چنين گويند ( 1 ) . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله ( 2 ) - توريت پيش ( 3 ) خواست و او بنشست و توريت مىخواند . چون به آيت رجم رسيد ، دست بر وى نهاد و بپوشيد و بر نخواند . عبد اللَّه [ سلام ] ( 4 ) برخاست و دست او از آن جا بر داشت و آن آيت بر خواند .
رسول - عليه السلام - گفت : بدانستى ( 5 ) كه حكم آن است كه من كردم ، و توريت مطابق قول من است ، و در توريت چنين بود كه : مرد محصن و زن محصنه چون زنا كنند ( 6 ) و بيّنه برايشان بايستد ، ايشان را رجم بايد كردن . و اگر زن آبستن بود رها كنند تا بار بنهد آنگه رجم كنند او را .
رسول - عليه السلام - بفرمود تا آن هر دو ( 7 ) جهود را رجم كردند . جهودان ( 8 ) آن به حقدى ( 9 ) كردند ، و خداى تعالى در اين قصّه اين آيت بفرستاد : * ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ ) * ، يعنى عبد اللَّه صوريا و نعمان بن اوفي و عمرو بن الحارث .
* ( يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّه ) * ، يعنى توريت . * ( لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ) * في الرّجم . * ( ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ ) * بعد علمهم انّها في التّورية ، پس گروهى از آن بر گرديدند پس از آن كه دانستند كه ( 10 ) آيت در توريت است . * ( وَهُمْ مُعْرِضُونَ ) * ، اى عادلون ناكبون .
* ( ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ ) * ، يعنى اين [ كه ] ( 11 ) كردند و گفتند و اين جرات ( 12 ) كه نمودند براى آن بود كه ايشان گفتند - يعنى جهودان كه :
آتش به ما نرسد الَّا روزهاى شمرده .
بيشتر مفسران برآنند [ 410 - پ ] كه : چهل روز خواستند مثل ايّام عبادت عجل ( 13 ) ، و حسن بصرى گفت : هفت روز خواستند ( 14 ) . بعضى دگر گفتند : كنايت
هامش
( 1 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : بلى ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب : عليه السلام .
( 3 ) . اساس كه نو نويس است آن مرد ، با توجّه به و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 4 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 5 ) . بدانستى / بدانستيد .
( 6 ) . اساس : كند ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : آن مرد جهود ، مر : آن مرد يهود .
( 8 ) . مر : يهودان .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مب : به حقد ، مر : حقد .
( 10 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر آن .
( 11 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 12 ) . وز : جره .
( 13 ) . آج : عبادة العجل ، لب ، فق ، مب ، مر : عباد العجل .
( 14 ) . آج ، لب ، مب : خواستندى .