خداى ( 1 ) خداوند پادشاهى ، بدهى پادشاهى به آن كه خواهى و بستانى پادشاهى از آن كه خواهى ، و عزيز كنى آن را كه خواهى و ذليل كنى ( 2 ) آن را كه خواهى ، به دست ( 3 ) تو است نيك كه تو بر هر ( 4 ) چيزى توانايى .
در آرى ( 5 ) شب ( 6 ) در روز و در آرى روز ( 7 ) در شب و بيرون آرى ( 8 ) زنده از مرده ( 9 ) ، و بيرون آرى ( 10 ) مرده از زنده ، و روزى دهى آن را كه خواهى بى ( 11 ) شمار .
قوله تعالى : * ( إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّه ) * ، آنان كه كافر شدند به آيات و علامات و حجج و بيّنات خداى تعالى ، يعنى كتابها ( 12 ) كه خدا فرستاد و حجّتها ( 13 ) كه در آن جا انگيخت و پيدا كرد . و گفتهاند كه : مراد به كتاب قرآن است ، و مراد به اين كافران ، جهودان ( 14 ) و ترسايانند . و بيان كردم كه : « كفر » جحود به دل باشد .
* ( وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ ) * ، و پيغامبران را كشند ( 15 ) بنا حق ، و اگر چه كشتن پيغامبران جز بنا حق نباشد . و بيان كرديم كه : اين طريقتى است عرب را معروف در كلام ايشان ، مثل قولهم : فلان لا يرجى خيره ، و قلّ ما رايت مثله . و استقصاء كلام در اين آيت برفت در سورة البقرة .
* ( وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ ) * . حمزه خواند : « و يقاتلون » ، و حسن بصرى خواند : « و يقتّلون » به تشديد على تكثير الفعل . مقاتل گفت : مراد ملوك بنى اسرائيلاند . ابن جريح و معقل بن ابي مسكين ( 16 ) گفتند : اين جماعتى بودند كه
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : بار خداى .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : خوار مىگردانى .
( 3 ) . مج ، وز نيكى ، آج ، لب ، فق : بقدرت .
( 4 ) . مج ، وز : همه .
( 5 ) . مج ، وز : در آورد ، آج ، لب ، فق : در مىآورى .
( 6 ) . آج ، لب را .
( 7 ) . مج ، وز ، فق را .
( 10 - 8 ) . مج ، وز : بيرون آورد ، آج ، لب ، فق : بيرون مىآورى .
( 9 ) . آج ، لب ، فق چون حيوان از بيضه .
( 11 ) . مج : به غير .
( 12 ) . آج ، لب : كتابهايى .
( 13 ) . دب : حجّتهايى .
( 14 ) . مر : يهودان .
( 15 ) . مب ، مر : كشتند .
( 16 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مفضل بن ابى بكر .